در تقویم، امروز روز قلم نامگذاری شده بود و به همین مناسبت و البته به پیشنهاد امیرکسری عزیز، چند خطی بوسع خودم از قلم می خواهم بنویسم.
بلند ترین تعبیری که می توان از قلم و نوشتن در فرهنگ ایرانی اسلامی عزیزمان بیابیم قسمی است که خداوند متعال در قرآن به قلم یاد کرده است: ن ۚ وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ. قسم به قلم و آنچه می نویسد(قلم،1) و در اینجا به روشنی قسم یاد شده از قلم است و آنچه می نگارد پس خوب است کمی به واضحات بیاندیشیم اینکه قلم چیست و اینکه چرا لایق قسم پروردگار، همانند روز و شب، خورشید و ماه، زیتون و انجیر و ... می شود. در این نوشتار هدف گفتن از ارزش و اهمیت قلم به استعاره از نوشتن در زندگی انسان ها است.
در نگاه انسان هوشیار، آفرینش به این تفصیل و گستردگی نمی تواند بی هدف و بیهودگی باشد نمی توان برای هوشمندی عظیم خلقت توجیهی داشت، بی آنکه آنرا هدفمند ندانست. هر موجودی در آفرینش خدای حکیم هدفی خاص دارد و لازمه ی تحقق اهداف مواهبی است که خدای متعال به هر موجود ارزانی داشته است.
وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ - من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند. (ذاریات،56)
وَإِلَىٰ ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا ۚ قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَٰهٍ غَيْرُهُ ۖ هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ ۚ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ
و بسوی قوم «ثمود»، برادرشان «صالح» را (فرستادیم)؛ گفت: «ای قوم من! خدا را پرستش کنید، که معبودی جز او برای شما نیست! اوست که شما را از زمین آفرید، و آبادی آن را به شما واگذاشت! از او آمرزش بطلبید، سپس به سوی او بازگردید، که پروردگارم (به بندگان خود) نزدیک، و اجابتکننده (خواستههای آنها) است!»(هود،61)
جمع این دو آیه هدف آفرینش انسان را، حضور انسان بر روی کره ی زمین و تدبیر و آبادانی آن در حین عبودیت و بندگی پروردگار بی همتا معرفی می نماید.
حیات و زندگی اجتماعی بدون تعامل امکان پذیر نیست حتی حیوانات هم به فراخور ادامه حیات جمعی شان از شکلی از راهکارهای ارتباطی بهره می برند که چه بسا در مورد برخی از حیوانات نحوه ی این ارتباطات مورد اثبات دانشمندان زیست شناسی قرار گرفته است.
خداوند برای انسان منطبق بر هدف او اندیشه، تفکر و پیچیده ترین سیستم عصبی و قوه ی بیان را مقرر داشت که اگر اینگونه نمی کرد چگونه ممکن بود نیازهای انسان برآورده شوند و احساسات او بیان گردند و علم و تجربه او منتقل شوند و تمدن های بزرگ بشری چنان عظمتی از خود بر زمین به نمایش بگذارند.
شاید بهترین تعریف از انسان این باشد که انسان حیوانی ذی شعور و صاحب قوه ی بیان است. و همین قوه ی بیان بزرگترین برتری وجودی انسان بر حیوانات است.
خَلَقَ الْإِنْسَانَ
انسان را آفرید،
عَلَّمَهُ الْبَيَانَ
و به او «بیان» را آموخت.(آیات 3 و 4 سوره ی الرحمن)
پس بیان و قوه ی تکلم آن لازمی است که خداوند جهت تحقق هدف آفرینش انسان به همراه ابتکار و نوآوری به انسان ارزانی می دارد تا بدان وسیله انسان در مناطق جغرافیایی گوناگون زبان های متفاوت و مختلفی برای تکلم اختراع نماید و پس از آن انسان خط را اختراع می نماید، که این اختراع به جهت توانمندسازی انسان برای ثبت وقایع و رویداد ها سرآغاز تاریخ بشر، قرار می گیرد.
بقطع اختراع خط سرآغاز پیدایش بسیاری از علوم و معارف به ویژه در زمینه سازماندهی، شیوه های برقراری عدالت و حکومت و در نهایت شکل گیری زندگی های اجتماعی بشر گردیده است.
آیا می توان بدون توانمندی نوشتن برای انسان، برای او آبادانی و تدبیر امور بر روی کره ی زمین را انتظار داشت؟
عصر حاضر، دوره اطلاعات لقب گرفته است و انسان ها با انبوه اطلاعات و مشغله های فکری و روزمرّگی ها روبرو هستند. و در این بین چه بسیار انسان ها که از معنا تهی گشته اند و زندگی را پوچ انگاشته اند. و از آن طرف هم روزگاری سازماندهی افراد با پیچیدگی های زیادی روبرو بود که اینک این پیچیدگی ها با اختراعات شبکه های اجتماعی به آسانی صورت می پذیرد. و این امر برای فرد می تواند هم فرصت باشد و هم یک تهدید؛ فرصت از آن حیث که او می تواند آگاهی را به آسانی بدست آورد و تهدید از آن حیث که او خود انتخاب گر نباشد و نتواند تشخیص دهد و خود را در فریب انبوده اطلاعات وقف اهداف بهره جویان و قدرت های اقتصادی نماید.
همینک آنچه خوب است بدان توجه کنیم این سئوال است که آیا نوشتن خود صرفا ثبت وقایع و افکار و اندیشه هاست یا امری فراتر از اینهاست و خود می تواند راهنمای فکر و بسط اندیشه و تعمیق ادراک باشد؟
شما چه فکر می کنید؟ سئوال را به گونه ای مهیج تر بپرسم، به نظر شما آیا نوشتن، محصول فکر اندیشه نویسنده است و یا خود، ابزاری برای کسب آگاهی و عقلانیت نویسنده است؟ یعنی آیا نوشتن صرفا محصول رشد و تکامل عقل شماست؟ و یا آنکه نوشتن، می تواند شما را رشد دهد و به اندیشه شما بیافزاید؟
برای منی که ریاضی خوانده ام، پاسخ این سئوال بصورت استعاره ی فهم مفاهیم صرف منطقی ریاضیات بود، ما می توانیم در موضوعات پیچیده ی ریاضی صحبت کنیم اما درک آن حتی برای بزرگترین ریاضی دانان سخت و غامض است اما هنگامی که موضوعات را با نمادها به نگارش در می آوریم فهم موضوع بسیار آسان می شود و همینطور بواسطه نوشتن صحیح و پیمودن منطقی، به ارائه اثبات ها و بسط قضایای ریاضی پرداخت. پس نوشتن به کمک قوه ی تفکر انسان می آید و او را در مسیری طولانی تا کشف حقایق و اندیشه های ناب یاری می کند.
الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ
همان کسی که بوسیله قلم تعلیم نمود،
عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ
و به انسان آنچه را نمیدانست یاد داد!(آیات 4و5 سوره علق)
تعمیق ادراک در مباحث گوناگون شیوه های متفاوت نگارش را می طلبد. که فعالین هر حوزه با آن آشنا هستند.
اما اینک به بهانه اصلی نگارش این نوشتار که فایده نوشتن روزانه برای زندگی افراد و مزایای قصه نویسی و داستان نویسی و رمان نویسی است بپردازیم.
نوشتن روزانه و پرداختن به مسائل مختلف روزمرّه انسان از آنجا که نوشتن تقویت کننده فکر و اندیشه انسان است می تواند بی آنکه منیتی، حسادتی، و دشمنی ای با خود بورزد بدور از مجادله های غیر منصفانه اندیشه ورزی نماید و به حل مسئله فایق آید و راهکارهایی را بیابد که تا پیش از آن فرد نویسنده بدان ها نیاندیشیده بود و علاوه بر آن نوشتن روزانه باعث می شود انسان، معنایی را در وجودش حفظ کند و خالی از معنا اندیشه نشود. و علاوه بر اینها نوشتن می تواند تذکری باشد که نفس انسان برای پیمودن مسیر درست بدان نیاز دارد.
در زیر تعدادی از فواید نوشتن روزانه که در مقاله ای خارجی برشمرده شده بود را ذکر می کنم:
- تعداد زیادی از افراد موفق از آن جهت که بوسیله نوشتن، بهتر فکر می کنند بطور روزانه می نویسند
- از آنجا که نوشتن به انسان معنا می دهد می تواند باعث شادی کامی برای فرد گردد
- نوشتن باعث تفکر ورزی به ارتباطات انسانی می گردد و در نتیجه شاهد بهبود این ارتباطات خواهیم بود.
- نوشتن پیرامون روزمرّه های زندگی می تواند منجر به مدیریت بهتر زمان و درک بهتر اولویت بندی های زندگی گردد.
- نوشتن از آنجا که یک فعالیت ذهنی است می تواند ذهن شما را توانمند تر گرداند
- نوشتن بواسطه جلب توجه دقیق تر شما به امور می تواند حس سپاگذاری از دیگران را درشما تقویت نماید.
- نوشتن مایه تقویت تمرکز و توجه شما روی مسائل مهم و اهداف شما می شود و از می تواند از پرتی حواس شما جلو گیری نماید.
- و همچنین نوشتن و بیان اندوخته های علمی و تجربی به زبان خود فرد می تواند یادگیری را تعمیق بخشد و باعث بهبود یادگیری گردد.
- و همچنین نوشتن در موضوعات اقتصادی باعث بهبود تصمیم گیری های شما در زندگی می گردد و در نتیجه از لحاظ مادی هم رشد و پیشرفت شما را به ارمغان خواهد آورد.
و اما نوشتن داستان و توصیف عوامل موثر از مادیات تا معنویات و احساسات انسانی حول موضوعی خاص کمک می کند تا انسان درک عمیق تر و توجه بهتری نسبت به پیرامون، افراد و محیط خود داشته باشد و چه بسا بتواند معنایی شفابخش برای دردهای خود و جامعه الهام کند. و چه بسا رمان ها و داستان ها انسان های بهتر و در نتیجه جامعه بهتری را بسازند. در این لینک شما می خوانید که بیشتر افراد موثر در شکل گیری تمدن نوین غربی رمّان نویسان و نویسنده ها بوده اند.
تبیین جایگاه قلم و لیاقت او در قسم پروردگار چگونه ممکن خواهد بود؟ و در ابتدا چه هدف بلندی را نشانه رفتی که نشان از خامی ام است. و تنها همین قسم ن ۚ وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ می تواند جایگاه قلم را بر ما نشان دهد.