زبان انگلیسی در حال حاضر مهمترین زبان خارجی برای یادگیری می باشد زبان انگلیسی زبانی است که از هر 5 نفر دستکم یک نفر آن را متوجه می شود و این یعنی با زبان انگلیسی از هر 5 نفر با یک نفر می توانم ارتباط برقرار کنم.

پس یادگیری زبان انگلیسی بیش از هر زبان دیگری می تواند فرصت های کم نظیری در زندگی در اختیار من قرار دهد.

فرصت هایی در تجارت، علم اندوزی، معرفت اندوزی، اقتصاد و غیره که هر کدام جذاب و خواستنی هستند.

اما چند سئوال مطرح است.

الف) چگونه می توان زبان انگلیسی را به سرعت تقویت کرد و در آن رشد نمود؟ (آیا برای یادگیری زبان راه میانبری وجود دارد؟)

ب) آیا می توان به حدی در زبان انگلیسی رسید که به راحتی بتوان از ادبیات انگلیسی، متون انگلیسی، فیلم ها و موزیک های انگلیسی لذت برد و براحتی همچون افرادی که زبان مادریشان انگلیسی است از این زبان استفاده کرد؟

ج) از لحاظ فرهنگی، رفتاری یادگیری انگلیسی چه تاثیری بر تو خواهد گذاشت؟

اینک می خواهم یک یک، این سئوالات را مورد بررسی قرار دهم:

الف)

زبان انگلیسی مانند هر زبان دیگری دارای لغات و ساختار زبان می باشد. شاید بگویی خب الان باید بشینم لغت حفظ کنم و گرامر زبان بخونم ولی آیا لغت حفظ کردن و مطالعه گرامر روش درستی در یادگیری زبان است؟

زبان همانند راه رفتن است، شخصی که راه می رود آیا به راه رفتن فکر می کند؟ آیا به پاهایش فکر می کند؟

زبان هم می بایست تبدیل به یکی از مهارت های ذهن انسان شود؛ زبان، زبان است و انسان هر روز می بایست از آن استفاده کند. بی آنکه درگیر تفکر پیرامون ساختار ها و انتخاب لغات مناسب شود. بقول معروف زبان باید ملکه ذهن شود مثل خیلی از مهارتهای زندگی. 

به نظرم یادگیری زبان یک پروسه مداوم باید باشد که شامل یادگیری موارد زیر باشد:

مهمترین بخش یادگیری زبان، درگیری با زبان انگلیسی و استفاده روزمره از آن است. آهنگ گوش دهم، فیلم ببینم، کتاب بخوانم، متن بخوانم، موزیک گوش دهم، سریال ببینم، با دوستان اینترنتی چت کنم و ... و هربار دایره لغاتم را افزایش دهم و به ساختار جملات دقت کنم. همانند کودکی که ذهنش به تازگی با زبان درگیر می شود و یاد می گیرد که می بایست کنجکاوانه زبان مادری اش را فرا بگیرد. کشف می کند و با آزمون و خطا، رشد می کند.

شاید بگویی فعالیت هایی که در بخش بالا توضیح اش را دادی کافی است اما واقعیت این است که افزایش دایره لغات و مطالعه گرامر همانند یک عصا برای فردی باشد که تازه شروع به راه رفتن می کند. بجای واژه عصا می توانستم از کلمه ی روروئک استفاده کنم اما من دیگر سنی ازم گذشته است و دیگر همانند کودکی نیستم که می خواهد یک زبان تازه را بیاموزد و به هر حال من فردی هستم که زبان انگلیسی را بعوان زبان دوم خود می خواهد یادبگیرد هر چند که هنوز پوست و گوشت این فرد برای استفاده از توانمندی زبان بقدر کافی بر ذهنش نروییده! پس و تا زمانی که این فرد در راه رفتن توانمند شود و استخوان هایش قوت گیرند و عضلاتش به قدر کافی در اختیار او قرار گیرند می بایست گرامر و لغات را جداگانه مطالعه نماید و یاد بگیرد اما اصل همان استفاده و درگیری روزانه با زبان انگلیسی است.

از آنجا که دلت می خواهد زبان را به حد عالی و فرجام نهایی برسانی به نظرم اهمیتی ندارد که چه مدت زمانی یادگیری زبان برایت به طول بیانجامد و فقط می بایست در مسیر باشی تا پروسه ی یادگیری به درستی انجام پذیرد. و زبان تبدیل به یکی از مهارت های ذهن تو شود.

ب)

 این سئوال، سئوال خوبی نیست اینکه بپرسیم، آیا اصولا می توان یک زبان خارجی را همانند زبان مادری به تسلط رسید؟ پاسخش روشن است؛ بستگی به پشتکار و علاقه شما به فراگیری یک زبان خارجی دارد. اینکه چقدر برای یادگیری کنجکاو هستید.

به نظرم در مسیر درستی در زبان آموزی گام بر می دارم.

شاید تا آخر امسال زبان برایم یک مهارت بدست آمده باشد که دیگر دغدغه ای از بابت آن نداشته باشم و می بایست به فرصت هایی که پیش رویم بوجود می آید نظر کنم.

ج)

تهدید یادگیری زبان انگلیسی می تواند فرهنگ و منشی باشد که مردمان متکلم به انگلیسی در غرب بدان عمل می کنند درحالیکه آن فرهنگ در جامعه و اعتقادات من جایی ندارند و در آن اخلاقیات با آنها تفاوت فرهنگی و نگرشی داریم که البته بسیاری از این مسائل بواسطه ملزومات مدرنیته برای جامعه ما بلطف برخی روشنفکران حل شده است، اما به هر ترتیب من توکلم به خداست و در این مسیر، زبان انگلیسی ان شا الله مایه رشد و خیر من در دنیا و آخرت خواهد گشت. چه کسی می تواند بگوید تمام معارف و آگاهی را می توان در زبان فارسی یا هر زبان دیگری یافت؟ (اما انگلیسی بقطع کاربردی ترین زبان برای کسب آگاهی خواهد بود)

بویژه در ایران که نیازش به زبان های انگلیسی، عربی، چینی، روسی و ... روزافزون است اما کسی نیست که این زبان ها را بلد باشد و یا بسیار اندک اند. می توانید از توریست ها بپرسید که وضعیت مردمان ایران نسبت به سایر ملل چگونه است؟ آنها با پوست استخوانش این افتضاح عدم تسلط ما به زبان انگلیسی را درک کرده اند.

 گویی دیواری نارمرئی مردم ایران را از سایر ملل جدا ساخته است. و این حقیقتی است که هر کس به نوبه ی خود با یادگیری انگلیسی می بایست برای رفع آن بکوشد.در کل حرکت دنیا به سمت دهکده ی جهانی، نیاز به یادگیری زبان انگلیسی را دو چندان می کند و مایه خیر برکت افراد و جوامع می شود.من با یادگیری این زبان ها علاوه بر اینکه بر غنای شخصیت خودم می افزایم و خودم را توانمند می کنم و فرصت های متنوعی را بدست می آورم، می توانم فرصت های خوبی را در زمینه های تجاری، اقتصادی، علمی و فرهنگی برای کشور عزیزم بوجود بیاورم و از این رهگذر به مردم ایران و حتی سایر ملل خدمتی که عمل صالح برای آخرتم باشد انجام دهم.