فاکتورهای موفقیت در فارکس و پیشنها خرید یک سهم

زمان!

صبر!

قلک!

مدیریت احساسات اعم از طمع و ترس و لاابالی گری و سهل انگاری و بی خیالی!

مدیریت ریسک و مدیریت سرمایه!

استراتژی!

در بازار بین المللی فارکس کسانی موفق می شوند که ویژگی های بالا را بعنوان خصلت های حرفه ای کارشان دارا باشند. کسانی که معتقد به این موضوع باشند که زمان، ثروت است و در طول زمان بخواهند که به اهدافشان نایل آیند. متاسفانه خصلت آدمی عجول است و می خواهد به سرعت و بدون سپری شدن زمان لازم، به اهدافش نایل آید که این در بازار فارکس مرگ بار است. فرد معامله گر باید اهدافی را در طول زمان برای خودش متصور باشد و بتواند صبر داشته باشد. دقیقا همانطور که یک قلک در طول زمان به آهستگی پر می شود فرد معامله گر حساب معاملاتی اش را می بایست در طول زمان به آهستگی رشد دهد تا حساب تبدیل به یک حساب تپل گردد.

در این بازار بیش از هر چیز دیگری مدیریت ریسک و مدیریت سرمایه اهمیت دارد و نکته اینجاست که با حجم کم در تعداد معاملات و به مرور زمان می توان در بازار سود های خوبی کسب نمود

ضمن اینکه نباید بی خیال قیمت ها و روندها بود. معامله گران بزرگ دنیا که حساب های بزرگ مالی را در این بازار به گردش در می آورند در هر ثانیه حتی در سرویس های بهداشتی از قیمت ها و اخبار به لحظه اقتصادی آگاهی دارند.

و در آخر برای پر کردن پازل موفقیت در بازار فارکس، استراتژی اهمیتی غیر قابل انکار دارد. استراتژی می بایست شامل موارد زیر باشد. اول اینکه نقطه ورود به معامله را بتواند مشخص کند و دوم اینکه درصورتی که معامله در سود قرار گرفت تا حد مشخصی معامله را حفظ کند و یا آنکه نقطه خروج از معامله را مشخص کند. و در آخر یک استراتژی می بایست در صورتی که معامله وارد ضرر شد بتواند نقطه ی خروجی برای معامله مشخص کند. تا بیش از اینکه ضرر بزرگ شود از معامله خارج گردیم. در کل در بازار باید به گونه ای حضور داشت که سود جای رشد داشته باشد و جلوی ضرر را هر چه زودتر گرفت.

البته من به شخصه در دو حساب در بازار فارکس معامله می کنم در یک حساب پس از باخت ها فراوانی که داده ام دست به عصا و با لوریج پنجاه معامله می کنم و در یک حساب با خیالی آسوده از شکست با لوریج دوهزار معامله انجام می دهم و بدین ترتیب در حساب با لوریج پنجاه به آهستگی حساب را رشد می دهم و در حساب با لوریج دو هزار به سرعت معامله می کنم و گاهی به سرعت حسابم رشد می کنم و گاهی حسابم صفر می شود. این ایده مدیریت سرمایه پس از یک سال معامله گری در بازار و شکست های پی در پی به آن رسیده ام و هر دو ایده بخاطر حضور اساتید و دوستانی است که در این بازار با آنها آشنا شده ام یکی از دوستان که بیست در بازار های مالی مطرح دنیا معامله گری انجام می دهند استایلشان برای معامله پر کردن حساب به شیوه قلک پول است و کم کم با معاملات و استراتژی ای که بدان ایمان دارند معامله می کنند و حساب را کم کم رشد می دهند و دوست دیگرم استراتژی اش اسکالپ است و ایشان همینک در کانادا در یک شرکت معاملاتی فارکس مشغول به کار هستند و ایشان سبک معاملاتی اش اینگونه است که هر ماه مقداری مثلا سیصد دلار در حسابشان شارژ می کنند و تا اخر هفته مرتب اسکلپ انجام می دهند و این حساب سیصد دلاری را تا اخر هفته به بیش از ده برابر رشد می دهند و در صورتی که این حساب از بین برود چند روزی به خودش استراحت می دهد و مجدد در شروع به کار می کند و اگر که مثلا حساب سیصد دلار در یک هفته به بیش از سه هزار دلار رسید مجدد از حساب دو هزار هفتصد دلار کم می کند و در حساب تنها سیصد دلار قرار می دهد و سعی می کند در این هفته نیز حساب را رشد دهد.

ترکیب استایل این دو بزرگوار و عزیز برای من این شده است که در یک حساب دست به عصا و با استراتژی از پیش تعیین شده ای که نقاط ورود و خروج در آن مشخص معاملاتم را با لوریج حد اکثر پنجاه انجام دهم و به شیوه قلک پر کردن حسابم را تپل نمایم و در یک حساب دیگر هر هفته تنها سیصد دلار قرار دهم و با لوریج دو هزار سعی کنم حسابم را تپل نمایم.

ضمن اینکه بعنوان پیشنهاد عرض می کنم فردا در بورس تهران نماد معاملاتی واتی را در قیمت 1880 تومان خریداری بفرمایید. بر اساس تحلیل بنده این سهم بصورتی کوتاه مدتی تا 50 درصد سود خواهد داد ضمن اینکه حد ضرر 10 درصد می باشد.

به امید پیروزی

یا علی

 

 

چند سطری در پی نظر امیر

چند سوالی که در نظرات پست قبلی جهت تفکر پرسیده شد بهانه ای شد برای گزافه نوشتیِ من.

هدف انسان از زندگی- شغل - درآمد و کسب پول چیست؟

به نظرم هدف انسان از زندگی – شغل – درآمد و کسب پول فقط و فقط استفاده از دنیا به جهت رشد و تعالی فردی است رشد و تعالی ای که انسان با آن لایق غفران الهی شود و آخرتی آباد تر داشته باشد.

همیشه معتقد بوده ام که دنیا و اسبابی برای گذران آن دارد و این اسباب صرفا برای دنیا نیست بلکه گاهی آزمایش الهی است و گاه وسیله ای است جهت تقرب به خداوند.

شکر گزار خواهی بود؟

غفلت خواهی کرد؟

و یا اینکه از نعمت ها هوشمندانه استفاده می کنی به مناسکی زندگی را سپری می کنی که مورد رضای پرودگار است.

به شخصه هدف از زندگی را در دنیا را دو چیز می دانم اول اینکه خداوند را عبادت کنیم و دوم اینکه در جهت قرب او زمین را آباد تر کنیم.

و به همین جهت است که معتقدم هر که جهت افزایش نرخ تولید ناخالص ملی و در نهایت در جهت افزایش تراز تجاری کشور تلاشی کند در مسیر درستی از زندگی بسر می برد.
 آیا شغل خودش هدف زندگی است یا زندگی هدف والاتری از شغل و پول و درآمد دارد؟

شغلی خوب است که انسان را رشد دهد انسان باید از نعمت ها بهره مند گردد و سیستم دنیا بر این قرار گرفته که تا از در آمد مکفی بهره مند نباشی نعمت ها لذیذ دنیا را به کام نخواهی چشید.

به تجربه یاد گرفته ام که پول ابزار است؛ ابزاری برای ساختن پول.

اصلا پول پول می آورد عین حقیقت است و چه خوب است که انسان گرفتار کسب در آمد نباشد و برده ی پول نباشد.

وقتی پول را فراوان و راحت بدست بیاوری دیگر برده ی پول نخواهی بود اما اگر کم و با رنج بدست آوری آنگاه برده ی پول خواهی بود. و برای پول کار می کنی.

انسان باید بگونه ای از پول بی نیاز گردد یا آنکه درویش گردد و از نعمت ها خود را حذر دهد و یا آنکه آنقدر پول در بیاورد که پول برایش بی ارزش گردد.و آزادانه از نعمت ها بهره مند گردد و کارهایی که دوست دارد را انجام دهد و در مسیر تعالی خودش گام نهد و خداوند را شکر گوید.

به نظرم انسانی که از نعمت ها بتواند بهره مند گردد و رشدش را بیشتر رقم بزند بهتر از انسانی است که از نعمت ها نتواند بهره ببرد و گرفتار گام نخست یعنی کسب درآمد باشد.

راحت ببخش، بی منت گذاری کمک کن، انفاق  های بزرگ انجام بده، قدرتمند باش

خلاصه آنکه زندگی و اسباب آن نظیر شغل و کسب در آمد و پول وسایلی برای زندگی دنیا هستند که انسان باید از آنها بهره ببرد و ابادانی سرای دیگرش را رقم بزند.
 چه شغلهایی برای جامعه بشری مفیدتر هستند؟

به نظر من  سئوال اینجاست بدون چه شغل هایی جامعه بشری احساس خلا نمی کند. تقریبا تمام مشاغل در پااسخ یه نیازی در جامعه بشری بوجود آمده اند که  خدمتی به سایر مردمان ارائه گردد. و با رشد تمدن شکل مشاغل مانند شکل ابزار الات زندگی تغییر یافته اند که این خود از فایده همه ی این مشاغل گواه می دهد. و اینکه مفید ترند ، نمی دانم کدام مفید ترند؟ نظر شما چیست؟


 آیا ارزش همه شغل ها و درآمدها یکسان است؟

به نظر من هر شغلی به اندازه خدمتی که به سایر انسان ها ارائه می دهد ارزشمند است. و متاسفانه چه بسا برخی مشاغل در نظام های اقتصادی به اندازه ی ارزش شان پول دریافت نکنند که این، از ایراد آن نظام اقتصادی می باشد. و نظامی عادلانه خواهد بود که به اندازه ارزش هر شغلی و خدمتی بهای آن را پرداخت کند. اما واقعا ملاک ارزش گذاری روی خدمات گوناگون اجتماعی چیست؟

شکست بزرگ

رسیدم به نقطه آغاز

در بورس کلی سود کسب کردم

اصل پول و سودم را وارد بازی فارکس کردم.

و تمام پولم را از دست دادم.

هر چند پول عزیز است اما در بازی ای این پول را از دست دادم که کمتر کسی جرات می کند با آن حجم وارد آن بازار شود. من پولی که به دست آورده بودم را از دست دادم و به نقطه ابتدایی مجدد رسیدم. شاید از جایی دوباره شروع کنم 

چند سال پیش که می خواستم شروع کنم اصلا آدمی نبودم که پول جمع کنم و اصلا آدمی نبودم که بتوانم با پول بازی کنم. هر چند الان بازنده بزرگ ترید در فارکس می توان مرا لقب نهاد اما 

خیلی چیزها یاد گرفته ام و اینها برایم اهمیت دارند شاید مجدد شروع کنم و در این بازی به اهدافم برسم.

این بار دوم است که در این بازار صفر می شوم.

امیدوارم مانند دفعه ی قبل سرمایه مادی ام رشد کند.

ای کاش وارد فارکس نمی شدم بورس که هیچ بدی ای ازش ندیدم چرا آخه یه همچین ریسکی کردم و اینگونه مجدد احمقانه عمل کردم.

شاید بازار فارکس قمار نباشد اما حس و حال آدم در این بازار مانند قمار بازان می شود و وقتی دستت بد بیاید دیگر بد است و بازنده ای.

لعنتی