قالب مرسوم برای تخلیه و تثبیت اندیشه ها و باور ها نوشتن به شیوه بیان دل نوشته ها است در پست قبل با عنوان مار و پله (قسمت اول) نیت از خلق شخصیت حبیب و سعید ایجاد فضایی است که در آن بتوان در قالب مونولوگ های دو فرد به بیان افکار و احساساتم بپردازم اما خلق گفتگوی هایی با بیانی جذاب و رسای ذهنیات، ذوق فراوان و قلمی توانا در عرصه نوشتن می خواهد که مطمئنا امثال بنده تا کسب این توانایی در قلم فرسایی راهی طولانی داریم این شد که تصمیم گرفتم پست های مار پله را گاه در قالب روایت داستان گاه دل نوشته و گاه مونولوگ میان سعید و حبیب و گاه هم ترکیبی از همه شان ادامه دهم. امیدوارم با این شیوه بتوانم راهی برای آرامش و بیداری خودم و با نیتی بلندپروازانه و متکبرانه برای مخاطبم بسازم
جلسه اول رسمی صحبت های دوستانه سعید و حبیب در موضوعات بسیار متنوعی بیان شد تنوع موضوعات و بیانشان بصورت تیتر وار بیشتر شبیه به بیان فهرستی از یک کتاب بود که قرار بود خوانده شود
می دانی حبیب مهم ترین و ابتدایی ترین عاملی که در وجود یک فرد مبتلا به اعتیاد به مواد باید درست بشه احساس عزت نفس درون فرد است در جامعه ما متاسفانه عزت نفس فردی برای افراد از بین رفته است انسان ها خودشان را دوست ندارند و برای دوست داشته شدن، از دیگران تقاضا می کنند بخاطر همین عدم حس عزت نفس خیلی ها در عمل و اوهام تن به پستی می دن و افکارشون و حتی زندگیشان را از کار های سخیف پر می کنند بنظر من انسان اولین و مهمترین ناموسی که باید به حفظ حریمش غیرت کنه همین عزت نفس فردی خودش است نباید به هیچ وجه حرمت فردی شکسته بشه که اگر اینطور شد از او انتظار هر عمل زشت و پستی می ره، در این دوره زمانه انسان ها یکدیگر را احترام نمی گذارند و مراعات حریم های یکدیگر را نمی کنند و همین می شود که انسان های حقیر در جامعه زیاد می شوند و ثمره و محصولی که یک انسان عزیز در جامعه ارائه می دهد را دیگر مشاهده نمی کنیم اینکه انسان خودش را دوست داشته باشد و عاشق خودش باشد و حریم خودش را عزیز بداند مهم ترین گام در راه اصلاح و ترک اعتیاد است
حبیب من فکر می کنم انسان هایی که خودشان را دوست دارند می توانند سایرین را هم دوست داشته باشند و انسان هایی باشند که به سایرین احترام می گذارند و آنها را بزرگ می شمارند درحالیکه انسان های حقیر همچون حسی به خود ندارند و محبتشان هم به سایرین آغشته به خودخواهی و تکبر خواهد بود و این افراد هرگز عاشق دیگری نمی شوند و می خواهد که دیگران را تحقیر نماید و با عقده های حقارتی که در وجودش نهفته است خود را بزرگ جلوه دهد
حبیب از این به بعد یه جمله را از من زیاد می شنوی و آن اینه که اگر تو به مسئله ات فکر کردی راهکار مدیریت و حلش هم پیدا می کنی
درست می گم؟ یه جمله دیگه که زیاد از من می شنوی همین درست میگمه؟
آره دیگه، همه جا همینجوره اگه آدم مسئولیت پذیر باشه و دو جور غیرت داشته باشه نسبت به مسائل زندگی اش بی تفاوت نمی شینه دست رو دست بذاره
دقیقا! یه مساله خیلی مهمه دیگه ای که برای اکثر آدما وجود داره که اگر حل بشه بسیاری از مشکلات فعلیشو حل می شه مربوط به نظمه! من همیشه به ایرانی بودنم افتخار می کنم و بهش می بالم و هیچ وقت هم از قماش روشنفکرایی نبودم که بگم باید از موی سر تا ناخن پا غربی بشیم اما همیشه حسرت نظمی که غربی ها عموما در زندگانیشون دارن رو دارم
مکثی کوتاه همراه با سکوتی غم بار لحظه ای گتفتگویشان را تعطیل نمود و باز سعید ادامه داد
همین الان به اطرافیانت نگاه کن این آدما از جون گوشی هاشون چی می خوان؟ بنظرت روی نظم و حساب کتاب از تکنولوژی های متفاوت بهره می برن؟ یا که هرچه باداباد! از این صفحه وب به اون صفحه از این گروه به اون گروه از این کانال به اون کانال! در هر موضوعی و هر بحثی بدون اینکه از وقت و زمانی که پای این تکنولوژی می گذارند هدف و غایتی داشته باشند تنها عایدشون اتلاف عمر و زمانشون است
زمان گوهر و ثروتیه که این روزها کمتر کسی به استفاده درست از آن حریصه و به قدر و ارزش آن اهمیت می ده؛ حبیب کشاورزی کردی؟
حبیب با لبخندی که حاکی از خرسندی اش از ادامه بحث بود پاسخ داد نه!چطور؟
من کشاورز زاده ام و پدرم هنوزه که هنوزه مزرعه داره. یادمه زمانی که بچه بودم یه سری که هوا گرگ و میشِ اوایل شب بود رفتیم نوبت آبمون که اون زمان حدود هشت اینچ آب با چه شدتی از چاه پمپ میشد برای زمین ها را هدایت کنیم به سمت باغ سیبمان و خودمون جلو تر از آب از مسیر میانبر به باغ رفتیم همیشه حدود دو دقیقه آب مسیر رود را طی می کرد تا به باغ ما برسد اما اون شبی ما هر چی منتظر ماندیم دیدیم خبری از آب نشد که نشد بابا افتاد جلو که ببینه چی شده و من به دنبالش
در اون کورمال کورمال دیدیم بـــــــله چون فشار آب زیاد بوده آب کناره های رود که تپه های خاکی بوده را خراب کرده و سرریز شده تو زمین بایری که هیچ سودی برای هیچ کسی هم نداشت و همه جای زمین بایر رو آب گرفته بود
حبیب آدما این دوره زمانه آب زیادی از وقت و زمان در اختیار دارن ولی آبشان سرریز شده به زمین های بایری که هیچ سود و منفعتی برای آنها ندارد آدمها باید این آب را پای درختان میوه ی زندگی شان که قرار است برایشان محصول دهد هدایت کنند نه آنکه آنرا در زمین های بایری مثل این بازیه چیه اسمش
سعید به نشانه جستجوی نام بازی در ذهنش مکثی می کند و با چین انداختن پیشانیش نشان می دهد که در حال فکر کردن به نام بازی است
نمی دونم
بابا همون بازیه که رو گوشیاست و یه ملتی رو علّاف کرده. هر کاسب و بغال و شَغالی هم بازی می کنه
کلش آف کلنز رو می گی؟
هاااااان این یک نمونه از زمین های بایره که مانع رسیدن آب به درختان اصلی می شه طرف باید برای خانواده اش وقت بذاره برای کارش وقت بذاره برای درسش وقت بذاره اون وقت مدام دغدغه اش مربوط به امثال این بازیست؛ نهایت کار این می شود که درختانی که می بایست محصول و بار می دادند خشک می شوند
انسان ها دو سری نیاز دارن یک مدل از نیاز های انسان ها اصلیه و یک سری از نیاز ها فرعی، انسان عاقل کسی است که روی هر یک از این نیاز ها به اندازه ارزش و اهمیت اش زمان و انرژی و مال خرج می کند
سعید نگاهی به ساعتش می اندازد و ادامه می دهد
یکی از مسائلی که یک انسانِ طالب تغییرات بزرگ و موثر در زندگی اش باید برایش دغدغه باشد و بدان فکر کند چگونگی مدیریت زمان بر اساس نظم است خدا رو شکر کسی نیست که به اهمیت نظم در صرف زمان پی نبرده باشه همه هم می دانند که فقط با برنامه ریزی و مدیریت درست زمان برای هر یک از نیازهای اصلی و فرعی می توانند راه خوشبختی و موفقیت را طی کنند اما باز بهش کم توجهی می کنند
حبیب جلسه آینده که دوشنبه است با خودت یک دفتر سر رسید بخر بیار منم دفترم را می آرم تا من روش پیشنهادیم که خودم بهش عمل می کنم را بهت نشون بدم این سررسید معجزه می کنه حبیب
بلندترین گامِ تو برای تغییر مسیر زندگی ات همین سر رسیده؛ بهت قول می دم. دیگه الانم بریم برای وضو که وقت نماز داره نزدیک می شه
در حالیکه هر دو از جا برخواسته بودند و بسمت وضوخانه امامزاده زید راه افتاده بودند به ناگاه سعید که گویی چیزی بخاطرش آمده باشد گفت
راااااااستی حبیب
حبیب با نگاهی کنجکاو روبسوی سعید می کند
یه لطفی کن
امر بفرما
دوشنبه که می آی بجز اون دفتری که با خودت می آری یه لیست از تمام کارهای لذت بخشی که می تونی انجام بدی را بیار که برای جلسه بعد خیلی اهمیت داره
با تشکر از شما دوست عزیز اگر که این پست را مطالعه نموده اید لطفی کنید و در نظرات خود در صورت امکان لیستی از ده کار لذت بخش تری که انجام می دهید ارائه دهید ( این لیست برایم اهمیت دارد، ممنون)