آیا صبح نزدیک نیست
گلشاهیان: تمرکز بر روی پول در آوردن در بازار های مالی باعث ایجاد حس ترس و طمع و احساس خوشی یا شکست می شود. تمرکز خود را بجای پول در آوردن روی عمل کردن دقیق به استراتژی معاملاتی و مدیریت سرمایه معطوف کنید.
گلشاهیان: تمرکز بر روی پول در آوردن در بازار های مالی باعث ایجاد حس ترس و طمع و احساس خوشی یا شکست می شود. تمرکز خود را بجای پول در آوردن روی عمل کردن دقیق به استراتژی معاملاتی و مدیریت سرمایه معطوف کنید.
در یک ماه کاری شاید یک تا سه بار استراتژی زیر در چارتهای گوناگون به من سیگنال می دهد و حدود سودی که در ماه از استراتژی زیر می توان دریافت کرد بین 5 تا 15 درصد سود روی کل سرمایه است.
تکنیک معامله سویینگ:
در روش معامله به سوینگ، شما معامله ات را کوتاه مدت انجام نمی دهی و با علم بر اینکه معامله ات برای چند ساعت و یا یکی دو روز باز خواهد ماند معامله انجام می دهی.
در این روش حجم معامله را برای تعداد پوینت تقریبی صد پوینت یک درصد ریسک روی سرمایه انتخاب می کنیم و در صورتی که بازار حدود دویست پوینت در خلاف جهت معامله حرکت کرد اماده ورود مجدد با تاییدیه در تایم فریم 15 دقیقه می شویم و به اندازه ورود قبل یک بار دیگر در معامله وارد می شویم (یعنی جمعا دو پله ورود)
در این روش آراس آی 21 در حالت آور بوت (overbought) یا آور سولد (oversold) قرار گیرد و همچنین سی سی ای 20 نیز این حالت را تایید کرده و در حالت خورج از این حالت باشد و مک دی (7و49و21) در حال تغییر فاز در منطقه صفر نباشد.
در این صورت با تاییدیه در تایم فریم پانزده دقیقه می توانیم خلاف روند چهار ساعته وارد معامله شویم
این حالت در صورتی که به سرعت انجام گیرد پس از اصلاح معامله فعلی و درصورتی که خبر خاص اقتصاد در پیش نباشد مجدد حرکت قیمت به روند چهار ساعته باز می گردد و باید تا سقف قبلی مجدد وارد معامله شد. اما اگر که خبری در راه باشد یا بازگشت قیمت به سختی صورت گیرد احتمالا روند معکوس گردد می توان پوزیشن های مناسب باز وبسته نمود
از گذشته عبور می کنم و به آینده نظر و امید دارم. معتقدم اگر قرار بود نتوانم در این مسیر به فرجام نیکی نایل آیم اصلا در مسیرش قرار نمی گرفتم.
من نشانه هایی از موفقیت به لطف خداوند مشاهده کرده ام.
و همینک می بایست شکر گذار و قدر دان باشم و بر روشی که نعمت است پایبند باشم و هیچ جز این روش نجویم.
شاید روشی که در ترید انجام می دهی اصلا مورد تایید اهل فن نباشد و اصلا اصول کارت را کسی نپذیرد اما آنچه مهم است این است که این روش برای تو سود می دهد.
روش من در ترید اسکالپ به شیوه زیر است:
ابتدا روی هر معامله حجم معامله را برای هفت درصد ریسک روی دویست پوینت ضرر انتخاب می کنم. و گرفتن بیش از سه معامله در عین واحد غیر منطقی است.(به شرط آنکه خبری خاص مربوط به آن جفت ارز و یا کامودیتی در تقویم اقتصادی وجود نداشته باشد)
از انجایی که اسکالپ انجام می دهم کم بودن اسپرد در این روش اهمیت دارد به همین خاطر نماد هایی با اسپرد کمتر از بیست پوینت را انتخاب می کنم.
جهت معامله را در بازار روند چهار ساعته انتخاب می کنم و در صورتی که مومنتوم بازار در تایم فریم چهار ساعته کاسته شده بود معامله ای باز نخواهم کرد اما اگر بازار در تایم فریم چهار ساعته دارای مومنتوم بود آنگاه در کمین جایگاه مناسب قیمت به انتظار می نشینم. و جایگاه معمولا در صلاح قیمت در تایم فریم های یک دقیقه و پنج دقیقه و پانزده دقیقه عاید من می شود به هنگامی که قیمت با میانگین متحرک های بلند مدت مثلا 100 و یا 140 و یا 200 و غیره برخورد می کند اینگونه جایگاه ورود به معامله مناسب است اما برای تشخیص اینکه آیا قیمت به اصلاح ادامه می دهد و یا از این منطقه باز می گردد از اندیکاتور هایی نظیر استوکاستیک بلند مدت با اعداد (21و21و35) و یا مک دی (72و182و84) و یا آر اس آی 21 و یا سی سی آی 21 استفاده می کنم. و ایده آل این روش وجود روند صعودی ای تی آر است
در صورتی معامله را می بیندم که یا حدود بیست پوینت تا صد پوینت در سود باشم و یا کندل چهار ساعته خلاف روند کوتاه مدت بسته گردد در این صورت در کمینه فاصله قیمت با نقطه ورود با ضرر از معامله خارج می شوم.
و به حد زیادی از دانش و مهارت های تحلیلی ام استفاده می کنم چرا که در صورتی که این روش با وین ریت ( win rate) کمتر از 87 درصد صورت پذیرد شما تمام سرمایه ات را از دست خواهی داد.
روش فوق حاصل چهار سال فعالیت در بازار است و چیزی هست که من می توانم با آن در این بازار سود کسب کنم. و اصل این روش در تعداد معاملات روزانه است که بین چهارده تا صد و چهل معامله در روز است.
شاید این تعداد معامله هم غیر منطقی باشد و اهل فن هم روش مرا قبول نکنند و بگویند این روش درست نیست و نمی توان به سود دایم با این روش کسب کرد و نمی توانی و غیره
هیچ یک از این حرف ها مهم نیستند آنچه مهم است این است که تو کار خودت را انجام دهی و برای اینکه گلیمت را از آب بیرون بکشی تلاش کنی و چشم به نعمت خداوند بدوزی و شکر گزار و قدر دان این روش باشی و قدر داشته ات را بدانی. این روش نعمت خداوند به تو است که بی منتها می ارزد.
تو چهار سال در این بازار چارت دیده ای ضرر کرده ای و یاد گرفته ای به حرف هیچ کسی اهمیت نده و از خداوند بسیار بخواه و با ظرف کوچک درب خانه ی خداوند به گدایی نرو بلکه ظرفی بردار بی منتها و بزرگ و راضی به کوچک و کم نباش. و برنامه هایت برای آینده را طرح ریزی کن. ایمان داشته باش با تلاش، دقت، نظم و تمرکز حواس خواهی توانست. خودت را باور کن. تو می توانی.
پینوشت: برای معامله سوینگ در خلاف جهت روند و جهت روند نیز استراتژی ای دارم که در پست بعدی از تکنیک آن خواهم گفت.
مهمترین درس مدیریت روانشناسی معامله گر و مدیریت سرمایه که منجر به حرکت منطقی سود ساز در بازار می گردد این مطلب است که سود ها و ضرر های فرد معامله گر به اندازه ای بزرگ نشود که از لحاظ احساسی روی معامله گر تاثیر بگذارد.
به شخصه ضرر های بزرگم بعد از سود های بزرگ اتفاق افتاده است این یعنی بعد از یک سود تپل از فاز منطقی معامله گری خارج شده ام و ضرر های بزرگ داده ام و حتی چه بسا تمام سود و اصل سرمایه از دست رفته است.
در شغل معامله گری اگر احساسات شما دخیل شد روز باخت وضرر شما رسیده است و البته ضرر های بزرگ هم به همین منوال روی احساسات و خروج معامله گر از فاز منطقی اثر گذار است.
بهترین استراتژی بدون طرح ریزی مدیریت احساس برای معامله گر بی فایده است. معامله گر می بایست کاملا در شرایط روانی بدون تغییر معامله انجام دهد. و لازمه آن این است که معامله گر نسبت به سود و ضرر هایش پذیرش روانی داشته باشد. یعنی میزان سود و ضرر در چشم او گنجایش داشته باشدو ظرف معامله گر کوچک تر از سود و ضرر هایی که می کند نباشد.
حتی گاهی معامله گر از لحاظ روانی امادگی از یه حدی سود بیشتر را ندارد و به همین خاطر در آن حد معامله گر متوقت می شود و شروع به ضرر می کند. برای آنکه ظرف یک معامله گر گنجایش پیدا کند راهکار های زیر می تواند موثر واقع گردد:
به هنگام نجواهای برخواسته از احساس( چه مثبت که در قالب خیالبافی هایی در مورد روند سودسازی معامله گر خود را نشان می دهد و یا چه منفی که در قالب حس نابودی و پیشبینی نابودی سرمایه خود را نشان می دهند) شخص معامله گر بازار را رها کند و مدتی چند روزه را از بازار فاصله بگیرد واقعا بهترین کار و تکنیک گاهی تنها معامله نکردن است. و خوشابحال کسی که بداند و بتواند با معامله نکردن از سرمایه اش دفاع کند.
و یا به هنگامی سود بزرگ و یا ضرر بزرگ معامله گر می بایست با نصف تا ربع حجم سابق معاملاتش به کارش ادامه دهد تا در شرایط روانی مساعد تری قرار گیرد.(این یعنی کاهش سرعت تا دوباره موتور شما گرم شود و آماده حرکت با همان سرعت سابق باشید.)
و راهکاری دیگر این است که به هنگامی که به شادی رشد سرمایه دچار شدیم حساب را به یک پنجم کاهش دهیم فرض کنیم که چهار پنجم سرمایه مان بخاطر چند اشتباه به سرعت از بین رفته است (اتفاقی که برای تعداد زیادی معامله گر حرفه ای و فوق حرفه ای در روز می افتد)و اینک با یک پنجم سرمایه تنها برای مدتی مانند یک هفته ای قرار است کار کنیم.
به نظرم راهکار های فوق می تواند گنجایش معامله گر را برای پذیرش سود را افزایش دهد و به مرور معامله گر برای ادامه روند سود سازی اش آماده گردد.
در این بازاری که با یک احساس می توان سرمایه یک عمر را نابود کرد انسان برای مواجهه با احساس ها مختلف نیز باید طرح و برنامه هایی داشته باشد.
همیشه گفته اند و بار ها شنیده ایم که بهترین استراتژی حد ضرر کوچک دارد. و بهترین معامله گر قادر به بستن معامله زیان ده پیش از بزرگ شدن زیانش می باشد. ولی حتی اگ چندین سال هم در بازار تجربه داشته باشید باز ممکن است که اصل سود ها و سرمایه تان را به خطر بیاندازید و با مطابعت از احساس و هواهای نفسانی ضرر های هنگفت خارج از تصور کنید.
سوال این است که به هنگام ضرر های خیلی بزرگ یه معامله گر چگونه می تواند باز گردد و مجدد جبران کند:
آنچه پر واضح است این است که مدتی برای بالانس حالت روانی معامله گر فاصله از بازار و انجام ندادن هیچ معامله ای ضروری است.
سپس معامله گر می بایست مجدد اعتماد بنفس خود را باز یابد و ترسش کاسته گردد.
پیشنهاد می کنم معامله گر حجم های معامله را کاهش دهد و هدف گزاری هایش را کاهش دهد.
البته محاسبه سود و زیان بر اساس تعداد پیپ ها نیز می تواند انسان را از چهارچوب های ذهنی اش در مورد حد سود و زیانش بر اساس پول نجات دهد و او خود را بر اساس عملکردش بر اساس پیپ ها بصورت منطقی تری محاسبه کند.
و مهم ترین راهکار پیشگیری است.
با توجه به اینکه در دو حالت یک معامله گر از لحاظ روانی بهم می ریزد و نمی تواند منطقی در بازار حضور داشته باشد ؛ حالت اول زمانی است که معامله گر ضرر های بزرگی داده است که آمادگی پذیرش آن را ندارد و حالت دوم به هنگامی است که تریدر سود های کلان می کند و باز آمادگی پذیرش روانی آن سود را ندارد و در این مواقع متاسفانه معامله گر دچار فراموشی و از دست دادن تمرکز و عدم پایبندی روی استراتژی های خود می گردد که ضرر های بزرگی به حساب معامله گر وارد می کند و او را از لحاظ روانی دچار نوسانات شدیدی می کند و این خود می تواند شغل معامله گری را از لحاظ روانی و عصبی طاقت فرسا بگرداند.(معمولا اکثر معامله گران روزانه که در بازار هم موفق هستند از لحاظ عصبی دچار ضعف شده و این موضوع یکی از آفت هایی است که معامله گر باید برایش در زندگی فکری کند)پس مهمترین راهکار این باشد که معامله گر به حد سود و ضرر خودش پایبند باشد و اجازه ندهد که سود و ضرر او بزرگ تر از ظرفیت پذیرشش باشد. و این کار تنها با پایبندی به استراتژی معاملاتی و انتخاب درست حجم معامله حاصل می گردد.
کسب و کار و کاسبی معمولا تمام انرژی و زندگی انسان را صرف خودش می دارد و به همین خاطر انسان از برنامه ریزی برای امور دیگر باز می ماند.
در کسب و کارهایی که از لحاظ هیجانی فشار بیشتری به انسان وارد می سازند این امر مشهود تر است به همین خاطر برای یک فرد که روی ریسک خودش سود می کند و زندگی می گذراند معمولا می بایست چنین فردی دست از همه چی برای مدتب ببرد و تنها و تنها به کسب و کار خودش بپردازد اما چنین چیزی از لحاظ روانی چه بسا انسان را فرسوده و آسیب پذیر گرداند به همین خاطر برنامه ریزی زمان و گنجاندن امور مختلف از جمله تفریح بین کارها از واجبات کار می باشد.
زمان هایی برای تفریح، آموزش دیدن، عبادت باید درنظر گرفته شود. این نیاز انسان است که می بایست برایشان وقت گذاشت.
در هر کسب و کاری انسان به ریسک فکر می کند و پیش از هر اقدامی از خود می پرسد اگر که پیروز نشوم و شکست بخورم چه چیزهایی را از دست می دهم و تنها در صورتی تصمیم منطقی توسط فرد گرفته می شود که بطور جدی آمادگی پذیرش شکست را داشته باشد.
گاهی در کسب و کار ها به ریسک فکر می کنیم و آن را از لحاظ کمی اندازه گیری می کنیم ولی به هنگامی که به شکست می رسیم آمادگی پذیرش شکست و باخت را نداریم و قادر نیستیم جلوی ضرر را بگیریم به همین جهت در موقعیتی که قرار داریم دست و پا می زنیم ولی دریغ که در چنین شرایطی عقلانیت خود را از دست داده ایم و بر اساس احساسات ترس و خشم و استرس خود تصمیم هایی می گیریم که به احتمال نزدیک به قطعیت شکست و ضرر خود را بزرگ تر می کنیم. پس باید از لحاظ ذهنی نیز طرح و برنامه ای از اقدامات به هنگامی از لحاظ کمی ضررهایمان به حدی رسید داشته باشیم.
و این را در نظر باید داشته باشیم که هزینه یادگیری و تجربه را باید کاهش دهیم و از شکست هایمان که بهترین معلمان ما هستند با کمترین هزینه ها درس بگیریم و در آینده نیز شکست ها را با پیروزی جبران خواهیم کرد.
پیروزی بزرگ برای کسی حاصل می شود که از جلوی ضرر و شکست ها را تا بزرگ نشده اند بگیرد و درس های خود را بگیرد و چشم به اینده ای داشته باشد که بتواند جبران کند.
بسم الله الرحمن الرحیم
به واسطه شخصیتی که دارم گاهی بد جور در یک معامله گرفتار می شوم. شخصیت من رقابت جو است و اگر که در مسئله ای نادیده گرفته شوم و یا به رقم خواسته ام عمل شود بیشترپا فشاری می کنم و یا در صورتی که در یک نزاع قرار بگیرم به راحتی از میدان به در نمی ورم و البته همین موضوع عملکرد منطقی ام را تحت تاثیر قرار می دهد و در چنین شرایطی از رفتار منطقی به دور هستم.
در حرفه ی معامله گری صفات شخصیتی فرد در نتیجه ای که فرد از بازار می گیرد بسیار موثر واقع می گردد و با علم به این موضوع معامله گر می بایست بر خصیصه های رفتاری خودش آگاهی داشته باشد تا به دلیل ویژگی های شخصیتی گرفتار ضرر و باقی ماندن در ضرر نگردد.
فردی که رقابت جو است به هنگامی که معامله اش به ضرر می رود با اصراری که بر تحلیلش می کند قادر به بستن معامله در ضرر نیست و اینگونه به ضرر اجازه رشد بیشتر می دهد و حساب معاملاتی خود را با ریسک بیشتر به خطر می اندازد و چه بسا نابودی خود را رقم بزند. پس می بایست فرد معامله گر خصلت رقابت جویی خود را به کنترل در بیاورد و حتی در مسائل اجتماعی و روزمره نیز از رقابت جویی غیر منطقی و جدال های بی مورد کناره گیری کند و در شرایطی که او را به رقابت و ستیز می طلبد سعی به انجام منطقی ترین کار نماید.
پس خصلت های فردی نظیر رقابت جویی و عجول بودن و لجبازی و تنبلی و بی حوصلگی، خود بزرگ بینی با ذات شغل معامله گری جور نیستند و می بایست فرد معامله گر سعی به کنترل در آوردن این خصلت ها در آورد. بقول یکی از اساتید معامله گری، بازار ابتدا شما را انسانی بهتر می سازد و بعد اگر دوام آوردید و توانستید چوب های بازار را بخورید و همچنان در بازار باقی بمانید آنگاه به شما پاداش می دهد.
بازار به فرد آموزش می دهد که با شرایط پیش آمده رقابت نکند و اشتباه خود را بپذیرد و اگر ایده ای قبلا اتخاذ کرده بود که اشتباه است یاد بگیرد که اشتباه بودنش را بصورت منطقی بپذیرد و خلاف ایده ی قبلی عمل کند و منعطف باشد.
و همچنین بازار به انسان آموزش می دهد که عجول بودن را کنار بگذارد و گاهی هفته ها مانند یک شکارچی منتظر شکار باشد و در صحرا و جنگل بازار به دنبال شکار بگردد.
معامله گران بازار رفتار بزرگان و بازار سازان را می شناسند و با آنها لجبازی نمی کنند و می دانند که بازار سازان تنها و تنها به دنبال حداکثر سود خود هستند و می خواهند جریان نقدینگی بازار به سود آنها باشد به همین دلیل در حالت های معمول بازار را بگونه ای به حرکت در می آورند که قالب معامله گران به خطا تحلیل نمود ه باشند و در حالتی که تحلیلی بنیادی در کار است بازار را به ناچار به سمت اهداف بنیادی قیمت به پیش می برند. و با حربه هایی در پس این حرکات قیمت ایجاد می کنند منافع خود را از بازار باز پس می گیرند. معامله گران حرفه ای می دانند که هر حرکت قیمت همراه با فریبکاری بازارسازان همراه خواهد بود و بازار سازان برای شکست قالب معامله گران قیمت را خلاف جهت تحلیل اکثر معامله گران و حتی ورای اهداف قیمت حرکت می دهند بگونه ای که بتوانند از اکثر معامله گران سودهای خود را دریافت نمایند. پس یک معامله گر با بازار لج نمی کند و بر اساس حرکت قیمت و روند هایی که بازار سازان می سازند معامله انجام می دهند و به محض تغییر روند با شناسایی درست آن تغییر موقعیت معاملاتی می دهند و یا از معاملات پیشین خود صرف نظر می کنند. و البته چقدر خوب است که معامله گران به تحلیل بنیادی نیز مجهز باشند و صرفا با تحلیل تکنیکال معامله ننمایند. و در کل یک معامله گر توانایی بالایی برای انطباق با حرکت قیمت دارد و می تواند حرکت های گوناگون را شناسایی کند و با آن همراه گردد...
و همچنین بازار به فرد آموزش می دهد که بدون تحلیل، بدون حضور در بازار، بدون اینکه ساعتها به حرکت قیمت نگاه کند، بدون اینکه مطالعه کند و بدون اینکه سحر خیز باشد و بدون اینکه ساعات مختلف بازار را درک کند نمی تواند از بازار سود بگیرد. و اگر که با بی حوصلگی با بازار روبرو شود و برای اتخاذ موقعیتی تحلیل و بررسی های لازم را به عمل نیاورده باشد و به اندازه کافی حوصله مدیریت ریسک و سرمایه را نداشته باشد و حوصله آهستگی در رشد حساب معاملاتی خود را نداشته باشد؛ چنان بازار با شما برخورد می کند که آرزو می کنید که ای کاش هرگز با این بازار آشنا نشده بودید و هرگز زمان و عمر و سرمایه هایتان را در بازار نمی آوردید.
و البته بازار به فرد یاد می دهد که نخست انگیزه فعالیت او حفظ سرمایه باشد و از طمع به سود های بیشتر از حد معقول حذر کند تا بتواند مدیریت سرمایه ی درستی انجام دهد.
بزرگان بازار معمولا انسان هایی افتاده حال و متواضع و ساده زیست هستند چرا که آنها انسان را شناخته اند و می دانند که خود بزرگ بینی و زندگی لاکچری آنها را به ورطه ی سقوط خواهد انداخت آنها می دانند که یک معامله غلط اگر با خود بزرگ بینی همراه گردد می تواند آنها را به ورشکستگی بکشاند و تواضع و ساده زیستی (قناعت) فشار را از روی ذهن آنها بر می دارد و با آرامش خیال به شغل خود مشغول خواهند بود. افراد حرفه ای از زندگی رفاه نسبی و آرامش خیال و ذهن باز خود را می خواهند آنها می دانند که درآمد و سود با ارزش دارایی ها فرق می کند و نمی بایست به سودی که می کنند غره گردند و شاید بواسطه شغلشان و ریسک بالای شغلشان، مرگ را در پس هر معامله خود ببینند و با خود مرور کنند که هر لحظه امکان مرگ و تسویه حساب با تمام دنیا وجود دارد. پس تواضع و افتادگی و ساده زیستی و آمادگی جهت تسویه با دنیا از خصلت های آنها می تواند باشد.(یعنی به در آمد و ثروت دل بسته نیستند و اتکایی به ثروت و درآمد ندارند و زندگی را ارج می نهند و ثروت و موفقیت را از خداوند می دانند و خود را همواره فقیر در نزد خداوند می دانند.بقول یکی از بزگان بازار همه ی سود ها و ضرر ها به خواست خداوند است. و هیچ چیز قطعی نیست.)
شاید بند آخر این نوشتار بگونه ای شعاری بوده باشد اما آنچه معامله گران بزرگی که بیش از دهها میلیون دلار را در بازار به گردش در می آورند، در زندگی های خودشان به نمایش گذاشته اند چیزی جز این نبوده است. انگار این افراد وابستگی و تعلق خاطری به دنیا نیز ندارند و شغلشان را بدون تفاوت با شغل ها دیگر پذیرفته اند و شغلشان را راهی برای ارتزاق و گذراندن زندگی می دانند.)
به نام خدا
چند نکته در ذهنم برای نوشتن وجود دارد که می توان در مورد هر یک به بصورت مفصل یک پست مجزا انتشار داد اما بصورت اجمالی در این پست در مورد این نکات مختصری خواهم نوشت.
نکته اول اینکه یک معامله گر و هر فرد دیگری که به دنبال ثروت است نیاز به یک طرحواره روانی درست درباره ی ثروت دارد نیاز دارد که تعریف زیبایی از ثروت داشته باشد و ذهن مثبتی در مورد ثروت داشته باشد و همچنین مقصد خودش از ثروت را به وضوح برای خودش مشخص کند تا بتواند به سمت مقصد حرکت کند.
برای اینکه یک ذهن ثروتمند داشته باشیم پیشنهاد می کنم کتاب صوتی اسرار ذهن ثروتمند را گوش دهیم.
دانلود کتاب صوتی اسرار ذهن ثروتمند اثر تی هارو اکر - فیدیبو (fidibo.com)
در کل می خواهم به اهمیت طلب و انگیزه در مسیر زندگی و ترید اشاره ای داشته باشم
به شخصه از رزوق و روزی ای که برای زندگی برایم مشخص گردیده خیالم راحت است و ثروت را امانتی می دانم که تنها هنگامی تبدیل به رزق و روزی می گردد که به فرد آزادی انتخاب و عمل دهد والا ثروت امانتی جز وبال گردن چیزی بیش نیست. اینکه بتوانی هر لحظه هر کاری که بهتر است را برای خودت انجام دهی. مسافرت - اقدام به کارهای بیشتر(تولید بیشتر و خدمت بیشتر و آبادانی بیشتر رقم بزنیم)- زمان بیشتر برای خودت و زندگی ات و ...
ثروت را باید از خداوند طلب کرد و همواره از او خواست.
نکته ی دوم در مورد فراموشی و غفلت و حواس پرتی است. یک معامله گر نمی بایست حواسش از کار و معاملات و استراتژی های معاملاتی اش پرت شود.
یک بار در حال رانندگی در خیابان بودم که مثل هولی نگاهم جلب دختری در پیاده رو گردید و تصادف عاقبت این چشم چرانی بود و اما در شغل معامله گری در بازارهای مالی شما حتی بخیالتان مجاز به حواس پرتی نخواهید بود چرا که هر غفلتی می تواند زیان فراوانی به حساب معاملاتی شما وارد کند. و بقولی یک اشتباه در این بازار نمره ی شما را نوزده نمی کند بلکه احتمالا نمره تان را صفر کند.
احیانا در استدلال های منطقی نیز گاها پیش آمده است که فرض ها را فراموش کرده ایم و به اشتباه با فرض های غلط به نتایج غلط رسیده باشید در معامله گری نیز گاها پیش می آید که معامله گر بر اساس استراتژی معاملاتی اش معامله نمی کند و فراموش می کند که چه هنگام می بایست معامله کند و چه هنگامی می بایست فقط نظاره گر بازار باشد و از ریسک حذر کند.
نکته ی دوم اشاره به ااین موضوع است که معامله گری در بازار های مالی شغلی است همانند خلبانی جت های جنگی که نیاز به تمرکز و حضور ذهن بالا و قدرت تصمیم گیری بالا و واکنش سریع به شرایط پیش آمده و دشمن دارد. و در آن هر اشتباهی می تواند بسیار گران تمام شود و اصلا مجاز به اشتباه کردن در عرصه ی روزمره هایتان نیز نیستید و هموارده حتی در شرایط عادی روزمره گی نیاز به حس حضور در میدان نبرد و جنگ دارید. و هیچ غفلتی پذیرفتنی نیست.
نکته سوم نگاه مثبت به بازار و توانمندی های خود و لطف خداوند است
امید همواره انرژی بخش و توان افزا است اگر در دلت امید نداری پس نخواهی توانست و اگر که امید داشتی و عمل کردی خواهی توانست
بقول معروف
من طلب و جدّ وجد
و یا
لیس لانسان الا ما سعی
تلاش متناسب برای حضور در این بازار گاها روتین های یک زندگی مثبت می باشد.
مثل اینکه سحر خیزی - ورزش روزانه - ژورنال نویسی و ثبت تجربیات - صبر - بر اساس چک لیست ها و دستور العمل ها و استراتژی های از پیش تعیین شده اقدام کردن - مطالعه فراوان نمودن - یادگیری مستمر داشتن - صبح زود شروع به تحلیل و کار کردن و تا انتهای شب در گیری با اطلاعات و چارت ها و تحلیل نمودن و محافظت از حال خود نمودن
پینوشت: احتمالا در پست های آتی مفصل تر به سراغ هر یک از این نکات خواهم رفت.
ماده ای متفکر وجود دارد که همه چیز از آن ساخته شده است و در حالت اصیل خود، تمام فضای جهان را در بر می گیرد.
اندیشه ای در درون این جوهر، آنچه به وسیله اندیشه به تصویر کشیده شود، تولید می کند.
انسان می تواند چیزها را در اندیشه اش شکل دهد و با تاثیر گذاری اندیشه اش بر جوهر بدون شکل، باعث آفرینش آنچه درباره اش می اندیشد، شود.
برای انجام این کار، انسان باید از اندیشه رقابتی به تفکر خلاق صعود کند؛ در غیر این صورت نمی تواند در هماهنگی با هوشمند بدون شکل باشد که همیشه آفریننده است و هرگز در روحش هیچ رقابتی نیست.
انسان با شکرگزاری صادقانه و با نشاط برای نعماتی که جوهر بدون شکل به او ارزانی داشته است، می تواند به این هماهنگی کامل دست یابد. شکرگزاری، ذهن انسان را با هوشمندی جوهر یکی می سازد تا بدون شکل اندیشه هایش را دریافت کند. انسان فقط با احساس عمیق پیوسته شکر گزاری است که به یکپارچگی با هوشمند بدون شکل می رسد و می تواند در سطح آفرینش باقی بماند.
انسان باید تصویر ذهنی واضحی از آنچه آرزو دارد، داشته باشد، انجام دهد یا شود، بسازد و با تکیه بر این تصویر ذهنی، به طوری که گویا به تمام این خواسته ها رسیده است، از خداوند متعال سپاسگزار باشد. کسی که آرزویش، ثروتمند شدن است، باید اوقات فراغت خود را صرف تعمیق تصویر ذهنی خود و شکر گزاری مشتاقانه کند؛ زیرا حقیقت به او اعطا شده است. هیچ چیز، حتی تنش بیش از حد نیز نمی تواند ذره ای از اهمیت تفکر مداوم بر تصویری ذهنی که با ایمانی محکم و شکرگزاری همراه است، بکاهد. در این فرآیند، تاثیر اندیشه به جوهر بدون شکل منتقل می شود و نیروهای آفرینشگر را به حرکت در می آورد.
انرژی آفرینشگر از همان مجاری طبیعی رشد و بر اساس نظم اجتماعی و صنعتی عمل می کند. هر آن کس که با ایمانی محکم از رهنمودهای ذکر شده پیروی کند، به طور قطع تمام آنچه در تصویر ذهنی اش گنجانده است، دریافت خواهد کرد؛ ولی این چیزها از همان راه های معمولی داد و ستد و تجارت به دست او می رسند.
انسان باید فعال باشد تا بتواند آنچه متعلق به اوست دریافت کند و این فعالیت به معنای فراتر بودن از جایگاه کنونی اش است. او باید در ذهنش اراده ثروتمند شدن از طریق تحقق تصویر ذهنی اش را حفظ کند و همه روزه هر کاری که می تواند با موفقیت تمام به انجام برساند. او باید به هر شخص نسبت به بهایی که دریافت می کند، ارزش بهره وری بیشتری بدهد تا هر معامله اش به افزایش در زندگی منجر شود. او باید اندیشه ی پیشرفت را طوری مورد توجه قرار دهد که این تاثیر افزایش را به تمام کسانی که با او در تماس هستند، منتقل کند.
مردان و زنانی که رهنمود های مذکور را به کار ببرند، بی شک ثروتمند خواهند شد؛ ثروتی که آن ها دریافت می کنند در تناسب مستقیم با قطعیت تصورشان، ثبوت اراده شان، پایداری ایمانشان و عمق شکرگزاریشان است.
سه نکته:
اولا که هنگامی که می خواهی که معامله ای انجام دهی میزان حجم را بگونه ای انتخاب کن که ترس تو به هنگام قرار گرفتن معامله در ضرر تشدید نشود و بتوانی معامله ات را حفظ کنی. بسیار اتفاق می افتد که تحلیل درستی انجام داده ای اما از انجا که حجم درستی انتخاب نکرده ای به هنگامی که معامله بصورت طبیعی چند پیپ به خلاف جهت تحلیل تو حرکت می کند نمی توانی معامله ات را حفظ کنی و از ترس بزرگتر نشدن ضرر معامله ات را زودتر از آنکه تحلیل به ثمر بنشیند می بندی و اینگونه تنها ضرر برای خودت انتخاب می کنی پس حتی اگر هم که در حال اسکلپ هستی اندازه و احجم معامله را متناسب با ظرفیت خودت در تحمل ضرر انتخاب کن.( برای اسکلپ طلا سه الی پنج دهم لات و برای اسکلپ جفت عرض ها یک الی یک و نیم لات و برای معاملات بلند مدت به نسبت اندازه ریکس به ریوارد و با قواعد مدیریت سرمایه)
دوما که برای تحلیل و معامله حد امکان در فضایی مناسب و با ابزاری مناسب مدتی درگیر با چارت باش و برای انجام معامله عجول نباش و بر اساس استراتژی ات بهترین فرصت های معامله را شکار کن. (صبور بودن و انجام تحلیل و همراهی با روند و صبر در روند می تواند موفقیت معامله گر را تضمین کند برای این منظور حتی می توان معاملات را در دو یا سه گام با تقسیم حجم مد نظر به دو یا سه مورد اقدام قرار داد.)
سوما که در صورتی که مدتی به هر دلیلی نتوانستی از بازار سود کسب کنی احتمالا مشکلی در روان و نگرش و اجرای استراتژی ات پیش آمده و باید معامله گری را متوقف کنی و معامله گری را در حساب های دمو ادامه دهی تا مجدد به روند سود سازی باز گردی( در مدتی که به سراغ انجام معاملات دمو می روی باید بصورت کاملا جدی درگیر معامله گری شوی و بتوانی حداقل چند هفته در معاملات دمو توفیق و اعتماد به نفس از دست رفته ات را باز یابی و آنگاه مجدد به انجام معاملات واقعی باز گردی.
گاهی نگرش به پولی که داریم و نگرش به شغل معامله گری و یا عدم توانایی در جمع آوری سود در حد مناسب می تواند مشکل ما باشد. وقفه ای دو هفته ای می تواند از لحاظ ذهنی آدم را بازیابی کند.