مهمترین درس مدیریت روانشناسی معامله گر و مدیریت سرمایه که منجر به حرکت منطقی سود ساز در بازار می گردد این مطلب است که سود ها و ضرر های فرد معامله گر به اندازه ای بزرگ نشود که از لحاظ احساسی روی معامله گر تاثیر بگذارد.

به شخصه ضرر های بزرگم بعد از سود های بزرگ اتفاق افتاده است این یعنی بعد از یک سود تپل از فاز منطقی معامله گری خارج شده ام و ضرر های بزرگ داده ام  و حتی چه بسا تمام سود و اصل سرمایه از دست رفته است.

در شغل معامله گری اگر احساسات شما دخیل شد روز باخت وضرر شما رسیده است و البته ضرر های بزرگ هم به همین منوال روی احساسات و خروج معامله گر از فاز منطقی اثر گذار است.

بهترین استراتژی بدون طرح ریزی مدیریت احساس برای معامله گر بی فایده است. معامله گر می بایست کاملا در شرایط روانی بدون تغییر معامله انجام دهد. و لازمه آن این است که معامله گر نسبت به سود و ضرر هایش پذیرش روانی داشته باشد. یعنی میزان سود و ضرر در چشم او گنجایش داشته باشدو ظرف معامله گر کوچک تر از سود و ضرر هایی که می کند نباشد.

حتی گاهی معامله گر از لحاظ روانی امادگی از یه حدی سود بیشتر را ندارد و به همین خاطر در آن حد معامله گر متوقت می شود و شروع به ضرر می کند. برای آنکه ظرف یک معامله گر گنجایش پیدا کند راهکار های زیر می تواند موثر واقع گردد:

به هنگام نجواهای برخواسته از احساس( چه مثبت که در قالب خیالبافی هایی در مورد روند سودسازی معامله گر خود را نشان می دهد و یا چه منفی که در قالب حس نابودی و پیشبینی نابودی سرمایه خود را نشان می دهند) شخص معامله گر بازار را رها کند و مدتی چند روزه را از بازار فاصله بگیرد واقعا بهترین کار و تکنیک گاهی تنها معامله نکردن است. و خوشابحال کسی که بداند و بتواند با معامله نکردن از سرمایه اش دفاع کند.

و یا به هنگامی سود بزرگ و یا ضرر بزرگ معامله گر می بایست با نصف تا ربع حجم سابق معاملاتش به کارش ادامه دهد تا در شرایط روانی مساعد تری قرار گیرد.(این یعنی کاهش سرعت تا دوباره موتور شما گرم شود و آماده حرکت با همان سرعت سابق باشید.)

و راهکاری دیگر این است که به هنگامی که به شادی رشد سرمایه دچار شدیم حساب را به یک پنجم کاهش دهیم فرض کنیم که چهار پنجم سرمایه مان بخاطر چند اشتباه به سرعت از بین رفته است (اتفاقی که برای تعداد زیادی معامله گر حرفه ای و فوق حرفه ای در روز می افتد)و اینک با یک پنجم سرمایه تنها برای مدتی مانند یک هفته ای قرار است کار کنیم.

به نظرم راهکار های فوق می تواند گنجایش معامله گر را برای پذیرش سود را افزایش دهد و به مرور معامله گر برای ادامه روند سود سازی اش آماده گردد.

در این بازاری که با یک احساس می توان سرمایه یک عمر را نابود کرد انسان برای مواجهه با احساس ها مختلف نیز باید طرح و برنامه هایی داشته باشد.

همیشه گفته اند و بار ها شنیده ایم که بهترین استراتژی حد ضرر کوچک دارد. و بهترین معامله گر قادر به بستن معامله زیان ده پیش از بزرگ شدن زیانش می باشد. ولی حتی اگ چندین سال هم در بازار تجربه داشته باشید باز ممکن است که اصل سود ها و سرمایه تان را به خطر بیاندازید و با مطابعت از احساس و هواهای نفسانی ضرر های هنگفت خارج از تصور کنید.

سوال این است که به هنگام ضرر های خیلی بزرگ یه معامله گر چگونه می تواند باز گردد و مجدد جبران کند:

آنچه پر واضح است این است که مدتی برای بالانس حالت روانی معامله گر فاصله از بازار و انجام ندادن هیچ معامله ای ضروری است.

سپس معامله گر می بایست مجدد اعتماد بنفس خود را باز یابد و ترسش کاسته گردد.

پیشنهاد می کنم معامله گر حجم های معامله را کاهش دهد و هدف گزاری هایش را کاهش دهد.

البته محاسبه سود و زیان بر اساس تعداد پیپ ها نیز می تواند انسان را از چهارچوب های ذهنی اش در مورد حد سود و زیانش بر اساس پول نجات دهد و او خود را بر اساس عملکردش بر اساس پیپ ها بصورت منطقی تری محاسبه کند.

 

و مهم ترین  راهکار پیشگیری است.

با توجه به اینکه در دو حالت یک معامله گر از لحاظ روانی بهم می ریزد و نمی تواند منطقی در بازار حضور داشته باشد ؛ حالت اول زمانی است که معامله گر ضرر های بزرگی داده است که آمادگی پذیرش آن را ندارد و حالت دوم به هنگامی است که تریدر سود های کلان می کند و باز آمادگی پذیرش روانی آن سود را ندارد و در این مواقع متاسفانه معامله گر دچار فراموشی و از دست دادن تمرکز و عدم پایبندی روی استراتژی های خود می گردد که ضرر های بزرگی به حساب معامله گر وارد می کند و او را از لحاظ روانی دچار نوسانات شدیدی می کند و این خود می تواند شغل معامله گری را از لحاظ روانی و عصبی طاقت فرسا بگرداند.(معمولا اکثر معامله گران روزانه که در بازار هم موفق هستند از لحاظ عصبی دچار ضعف شده و این موضوع یکی از آفت هایی است که معامله گر باید برایش در زندگی فکری کند)پس مهمترین راهکار این باشد که معامله گر به حد سود و ضرر خودش پایبند باشد و اجازه ندهد که سود و ضرر او بزرگ تر از ظرفیت پذیرشش باشد. و این کار تنها با پایبندی به استراتژی معاملاتی و انتخاب درست حجم معامله حاصل می گردد.