نیایش بیستم از صحیفه سجادیه در اخلاق پسندیده (قسمت اول)

بسم الله الرحمن الرحیم

  1. پروردگارا! بر محمد و خاندانش درود بفرست و ایمام را به کاملترین مراتب ایمان برسان  و یقینم را برترین یقین و نیت مرا به بهترین نیتها و عمل مرا به نیکو تری اعمال منتهی ساز.
  2. پروردگارا! به لطف خود نیتم را کامل و خالص گردان و یقینم را به آنچه در نزد توست، صحیح و استوار ساز، و با قدرت خود عمل فاسدم را اصلاح کن.
  3. پروردگارا! برمحمد و خاندانش درود بفرست و از چیزی که توجه به آن مرا به خود مشغول می دارد کفایت کن، و مرا به کاری بدار که فردا از من سئوال می کنی و روز هایم را در چیزی که مرا برای آن آفریده ای، صرف کن و مرا بی نیاز کن و روزی ات را بر من گسترش بده و به چشمداشت(در اموال دیگران) گرفتار نکن و مرا عزیز و ارجمند گردان و به خودپسندی مبتلا نکن، و مرا بنده و مطیع خود گردان و عبادتم را با عجب و خودپسندی فاسد مگردان و کارهای خیر برای مردم، به دست من جاری کن و آن را با منت گذاری از بین مبر و به من اخلاق عالی را هدیه کن و مرا از فخر فروشی در امان دار.
  4. پروردگارا! بر محمد و خاندانش درود بفرست و مرا درجه ای(از درجات بزرگواری) در بین مردم بالا مبر، مگر آن که به همان اندازه، مرا نزد خودم خوار و پست گردانی و هیچ عزت ظاهری برایم ایجاد مکن، مگر آن که به همان اندازه مرا در باطنم خوار و ذلیل گردانی.
  5. پروردگارا! بر محمد و خاندانش درود بفرست و مرا از هدایتی شایسته بهره مند ساز که آن را با هیچ چیز دیگر عوض نکنم و راه حقی به من نشان بده که از آن منحرف نگردم و نیت درست و خوبی که در آن شک نکنم و تا هنگامی که عمرم در راه اطاعت تو صرف می شود به من عمر بده، و آنگاه که چراگاهی برای شیطان شود آن را از من بگیر، پیش از آنکه دشمنی تو به من روی آورد و یا خشمت بر من استوار گردد.
  6. پروردگارا! در من هیچ خصلت بد و معیوبی باقی نگذار، مگر این که آن را اصلاح کنی، و مرا با هیچ عیبی که به وسیله آن سرزنش شوم رها مساز، مگر این که آن را به نیکی و خوبی تبدیل کنی و هیچ خلق پسندیده ای را در من تمام مگذار، مگر این که آن را تمام و کامل نمایی.
  7. پروردگارا! بر محمد و خاندانش درود بفرست و کینه ی کینه توزان را به دوستی و محبت، و حسد ستمگران را به دوستی و مودت و سوظن صالحان را درباره من، به اطمینان تبدیل کن و دشمنی نزدیکان را به دوستی، و بی حرمتی خوشاوندان را به نیکی، و خوارکردن نزدیکان را به یاری، حب و دوستی مدارا کنندگان را به دوستی واقعی، و رفتار اهانت آمیز معاشران را به حسن معاشرت و تلخی ترس از ستمکاران را برای من، به شیرینی امنیت مبدل ساز.
  8. پروردگارا! بر محمد و خاندانش درورد بفرست و مرا بر کسی که به من ستم کرده چیره ساز و در برابر کسی که با من دشمنی کند، زبانم را گویا ساز، و مرا بر دشمنم پیروز کن و در مقابل آن که مرا فریب می دهد، به من چاره ای عطا فرما و در برابر کسی که بر من چیره دستی و ستم می کند، قدرتم بده و در برابر آن که به من دشنام می دهد، توان انکار بده و مرا از کسی که تهدیدم می کند در امان دار، و به من توفیق بده تا از کسی که مرا به راه راست هدایت می کند، اطاعت کنم و از کسی کمه راهنمایی  ارشادم می کند، پیروی نمایم.
  9. پروردگارا! بر محمد و خاندانش درورد بفرست و مرا توفیق بده تا با کسی که نسبت به من ناراستی و خیانت نموده، با خیر خواهی و اخلاص رفتار کنم و کسی را که از من دوری کرده، به نیکی پاداش دهم و به کسی که مرا محروم ساخته، بذل و بخشش کنم، و آن کس را که از من بریده، با ارتباط و پیوند پاداش دهم و کسی را که غیبتم کرده، به نیکی یاد کنم و در برابر کار نیک سپاسگذاری کنم و از بدی چشم پوشم.
  10. پروردگارا! بر محمد و خاندانش درود بفرست و مرا به زیور صالحان و شایستگان بیارای و زینت پرهیزکاران را در خصلتهای زیر بر من بپوشان؛ گسترش عدل، فرو خوردن خشم، فرو نشاندن آتش فتنه و دشمنی، به هم پیوستن تفرقه جویان و ایجاد دوستی و محبت در بین مردم، آشکار کردن نیکی، پوشاندن عیب، نرمخویی، فروتنی، خوش رفتاری، سنگینی و وقار، حسن معاشرت، پیشی گرفتن در فضایل و خوبیها، ایثار در بخشش، ترک عیب جویی، بخشش به کسی که استحقاق آن را ندارد، گفتن حق هر چند سخت باشد، م شمردن خیر و نیکی خودم در گفتار و کردار هرچند زیاد باشد و زیاد شمردن شر و بدی خودم در گفتار و کردار هر چند بسیار کم باشد، پس همه ی آنچه را که خواسته ام، به سبب تداوم در عبادت  همراه بودن با جماعت سلمانان و دوری کردن از بدعت گذاران و پیروان رای ساختگی و ابتکاری در دین، برایم کامل کن.
  11. پروردگارا! بر محمد و خاندانش درود بفرست و گسترده ترین روزیهایت را هنگامی که پیر شدم و نیرومند ترین نیروهایت را آن زمان که درمانده شدم نصیبم کن و مرا به کاهلی و سستی در عبادتت، و گمراهی از راهت و به گام برداشتن بر خلاف محبت و خشنودی ات آزمایش مکن و نه با پیوستن به کسی که از تو جدا شده و نه با جدا شدن از کسی که به تو پیوسته.
  12. پروردگارا! چنان کن که هنگام ضرورت به کمک و یاری تو (بر دشمن) حمله کنم و به هنگام نیاز حاجتم را از تو بخواهم و در زمان بیچارگی، به درگاه تو گریه و زاری کنم، و مرا در هنگام درماندگی، به کمک خواستن از غیر خودت گرفتار نساز و آن زمان که فقیر شدم، به فروتنی و خضوع در برابر غیر خود دچار نکن، و آن زمان که بترسم مرا به ناله و زاری نزد غیر خودت آزمایش مکن که بدان، مستحق خواری و محرومیت و بی اعتنایی از جانب تو می شوم، ای مهربانترین مهربانان.
  13. پروردگارا! به جای آرزو و گمان و حسدی که شیطان در دلم می افکند، چنان کن که از عظمت تو یاد کنم و به قدرت تو بیندیشم و در مورد دشمنانت چاره اندیشی کنم، و به جای دشنام یا ناسزا، یا سخنان زننده، یا شهادت باطل و ناحق، یا غیبت مومن یا ناسزا گفتن به مومن حاضر و مانند اینها که شیطان بر زبانم جاری می سازد، چنان کن که سخنی در حمد و سپاس تو گویم و تو را بسیار ستایش کنم و در راه بزر شمردن تو ام بردارم و نعمتهای تو را شکر گویم و به احسان و نیکی ات اعتراف کنم و نعمتهایترا بشمارم.
  14. پروردگارا! بر محمد و خاندانش درود بفرست، و چنان کن که هیچ کس نتواند به من ستم کند، چون تو تون دفاع از مرا داری و به هیچ کس توانم ظلم و ستم کنم، چن تو می توانی مرا از آن بازداری و هرگز گمراه نشوم، چون تو قادر به هدایت کردن من هستی، و فقیر و نیازمند شوم چون توروزی ام را وسعت و گشایش می بخشی و هرگز سرکشی نکنم، زیرا توانایی ام از جانب توست.
  15. پروردگارا! به سوی امرزش تو روی آورده ام و به سوی بخششت قد کرده ام و به گذشت تو مشتاق شده ام و به فضل و کرَمَت اطمینان دارم و نزد من چیزی نیست که به موجب آن شایسته ی عفو و بخشش تو باشم، و کاری انجام نداده ام که مستحق آمرزش تو باشم و چون به این صورت خود را محکوم کرده ام، چیزی جز فضل و احسان تو برای من نیست، پس بر محمد و خاندان او درود بفرست و به من احسان کن.

 

 

خصلت های شخصیتی معامله گر(روانشناسی معامله گر5)

به واسطه شخصیتی که دارم گاهی بد جور در یک معامله گرفتار می شوم. شخصیت من رقابت جو است و اگر که در مسئله ای نادیده گرفته شوم و یا به رقم خواسته ام عمل شود بیشترپا فشاری می کنم و یا در صورتی که در یک نزاع قرار بگیرم به راحتی از میدان به در نمی ورم و البته همین موضوع عملکرد منطقی ام را تحت تاثیر قرار می دهد و در چنین شرایطی از رفتار منطقی به دور هستم.

در حرفه ی معامله گری صفات شخصیتی فرد در نتیجه ای که فرد از بازار می گیرد بسیار موثر واقع می گردد و با علم به این موضوع معامله گر می بایست بر خصیصه های رفتاری خودش آگاهی داشته باشد تا به دلیل ویژگی های شخصیتی گرفتار ضرر و باقی ماندن در ضرر نگردد.

فردی که رقابت جو است به هنگامی که معامله اش به ضرر می رود با اصراری که بر تحلیلش می کند قادر به بستن معامله در ضرر نیست و اینگونه به ضرر اجازه رشد بیشتر می دهد و حساب معاملاتی خود را با ریسک بیشتر به خطر می اندازد و چه بسا نابودی خود را رقم بزند. پس می بایست فرد معامله گر خصلت رقابت جویی خود را به کنترل در بیاورد و حتی در مسائل اجتماعی و روزمره نیز از رقابت جویی غیر منطقی و جدال های بی مورد کناره گیری کند و در شرایطی که او را به رقابت و ستیز می طلبد سعی به انجام منطقی ترین کار نماید.

پس خصلت های فردی نظیر رقابت جویی و عجول بودن و لجبازی و تنبلی و بی حوصلگی، خود بزرگ بینی با ذات شغل معامله گری جور نیستند و می بایست فرد معامله گر سعی به کنترل در آوردن این خصلت ها در آورد. بقول یکی از اساتید معامله گری، بازار ابتدا شما را انسانی بهتر می سازد و بعد اگر دوام آوردید و توانستید چوب های بازار را بخورید و همچنان در بازار باقی بمانید آنگاه به شما پاداش می دهد.

 بازار به فرد آموزش می دهد که با شرایط پیش آمده رقابت نکند و اشتباه خود را بپذیرد و اگر ایده ای قبلا اتخاذ کرده بود که اشتباه است یاد بگیرد که اشتباه بودنش را بصورت منطقی بپذیرد و خلاف ایده ی قبلی عمل کند و منعطف باشد.

و همچنین بازار به انسان آموزش می دهد که عجول بودن را کنار بگذارد و گاهی هفته ها مانند یک شکارچی منتظر شکار باشد و در صحرا و جنگل بازار به دنبال شکار بگردد.

معامله گران بازار رفتار بزرگان و بازار سازان را می شناسند و با آنها لجبازی نمی کنند و می دانند که بازار سازان تنها و تنها به دنبال حداکثر سود خود هستند و می خواهند جریان نقدینگی بازار به سود آنها باشد به همین دلیل در حالت های معمول بازار را بگونه ای به حرکت در می آورند که قالب معامله گران به خطا تحلیل نمود ه باشند و در حالتی که تحلیلی بنیادی در کار است بازار را به ناچار به سمت اهداف بنیادی قیمت به پیش می برند. و با حربه هایی در پس این حرکات قیمت ایجاد می کنند منافع خود را از بازار باز پس می گیرند. معامله گران حرفه ای می دانند که هر حرکت قیمت همراه با فریبکاری بازارسازان همراه خواهد بود و بازار سازان برای شکست قالب معامله گران قیمت را خلاف جهت تحلیل اکثر معامله گران و حتی ورای اهداف قیمت حرکت می دهند بگونه ای که بتوانند از اکثر معامله گران سودهای خود را دریافت نمایند. پس یک معامله گر با بازار لج نمی کند و بر اساس حرکت قیمت و روند هایی که بازار سازان می سازند معامله انجام می دهند و به محض تغییر روند با شناسایی درست آن تغییر موقعیت معاملاتی می دهند و یا از معاملات پیشین خود صرف نظر می کنند. و البته چقدر خوب است که معامله گران به تحلیل بنیادی نیز مجهز باشند و صرفا با تحلیل تکنیکال معامله ننمایند. و در کل یک معامله گر توانایی بالایی برای انطباق با حرکت قیمت دارد و می تواند حرکت های گوناگون را شناسایی کند و با آن همراه گردد...

و همچنین بازار به فرد آموزش می دهد که بدون تحلیل، بدون حضور در بازار، بدون اینکه ساعتها به حرکت قیمت نگاه کند، بدون اینکه مطالعه کند و بدون اینکه سحر خیز باشد و بدون اینکه ساعات مختلف بازار را درک کند نمی تواند از بازار سود بگیرد. و اگر که با بی حوصلگی با بازار روبرو شود و برای اتخاذ موقعیتی تحلیل و بررسی های لازم را به عمل نیاورده باشد و به اندازه کافی حوصله مدیریت ریسک و سرمایه را نداشته باشد و حوصله آهستگی در رشد حساب معاملاتی خود را نداشته باشد؛ چنان بازار با شما برخورد می کند که آرزو می کنید که ای کاش هرگز با این بازار آشنا نشده بودید و هرگز زمان و عمر و سرمایه هایتان را در بازار نمی آوردید.

و البته بازار به فرد یاد می دهد که نخست انگیزه فعالیت او حفظ سرمایه باشد و از طمع به سود های بیشتر از حد معقول حذر کند تا بتواند مدیریت سرمایه ی درستی انجام دهد.

بزرگان بازار معمولا انسان هایی افتاده حال و متواضع و ساده زیست هستند چرا که آنها انسان را شناخته اند و می دانند که خود بزرگ بینی و زندگی لاکچری آنها را به ورطه ی سقوط خواهد انداخت آنها می دانند که یک معامله غلط اگر با خود بزرگ بینی همراه گردد می تواند آنها را به ورشکستگی بکشاند و تواضع و ساده زیستی (قناعت) فشار را از روی ذهن آنها بر می دارد و با آرامش خیال به شغل خود مشغول خواهند بود. افراد حرفه ای از زندگی رفاه نسبی و آرامش خیال و ذهن باز خود را می خواهند آنها می دانند که درآمد و سود با ارزش دارایی ها فرق می کند و نمی بایست به سودی که می کنند غره گردند و شاید بواسطه شغلشان و ریسک بالای شغلشان، مرگ را در پس هر معامله خود ببینند و با خود مرور کنند که هر لحظه امکان مرگ و تسویه حساب با تمام دنیا وجود دارد. پس تواضع و افتادگی و ساده زیستی و آمادگی جهت تسویه با دنیا از خصلت های آنها می تواند باشد.(یعنی به در آمد و ثروت دل بسته نیستند و اتکایی به ثروت و درآمد ندارند و زندگی را ارج می نهند و ثروت و موفقیت را از خداوند می دانند و خود را همواره فقیر در نزد خداوند می دانند.بقول یکی از بزگان بازار همه ی سود ها و ضرر ها به خواست خداوند است. و هیچ چیز قطعی نیست.)

شاید بند آخر این نوشتار بگونه ای شعاری بوده باشد اما آنچه معامله گران بزرگی که بیش از دهها میلیون  دلار را در بازار به گردش در می آورند، در زندگی های خودشان به نمایش گذاشته اند چیزی جز این نبوده است. انگار این افراد وابستگی و تعلق خاطری به دنیا نیز ندارند و شغلشان را بدون تفاوت با شغل ها دیگر پذیرفته اند و شغلشان را راهی برای ارتزاق و گذراندن زندگی می دانند.)

روانشناسی معامله گر۴

به نام خدا

چند نکته در ذهنم برای نوشتن وجود دارد که می توان در مورد هر یک به بصورت مفصل یک پست مجزا انتشار داد اما بصورت اجمالی در این پست در مورد این نکات مختصری خواهم نوشت.

نکته اول اینکه یک معامله گر و هر فرد دیگری که به دنبال ثروت است نیاز به یک طرحواره روانی درست درباره ی ثروت دارد نیاز دارد که تعریف زیبایی از ثروت داشته باشد و ذهن مثبتی در مورد ثروت داشته باشد و همچنین مقصد خودش از ثروت را به وضوح برای خودش مشخص کند تا بتواند به سمت مقصد حرکت کند.

برای اینکه یک ذهن ثروتمند داشته باشیم پیشنهاد می کنم کتاب صوتی اسرار ذهن ثروتمند را گوش دهیم.

دانلود کتاب صوتی اسرار ذهن ثروتمند اثر تی هارو اکر - فیدیبو (fidibo.com)

در کل می خواهم به اهمیت طلب و انگیزه در مسیر زندگی و ترید اشاره ای داشته باشم

به شخصه از رزوق و روزی ای که برای زندگی برایم مشخص گردیده خیالم راحت است و ثروت را امانتی می دانم که تنها هنگامی تبدیل به رزق و روزی می گردد که به فرد آزادی انتخاب و عمل دهد والا ثروت امانتی جز وبال گردن چیزی بیش نیست. اینکه بتوانی هر لحظه هر کاری که بهتر است را برای خودت انجام دهی. مسافرت - اقدام به کارهای بیشتر(تولید بیشتر و خدمت بیشتر و آبادانی بیشتر رقم بزنیم)- زمان بیشتر برای خودت و زندگی ات و ...

ثروت را باید از خداوند طلب کرد و همواره از او خواست. 

نکته ی دوم در مورد فراموشی و غفلت و حواس پرتی است. یک معامله گر نمی بایست حواسش از کار و معاملات و استراتژی های معاملاتی اش پرت شود. 

یک بار در حال رانندگی در خیابان بودم که مثل هولی نگاهم جلب دختری در پیاده رو گردید و تصادف عاقبت این چشم چرانی بود و اما در شغل معامله گری در بازارهای مالی شما حتی بخیالتان مجاز به حواس پرتی نخواهید بود چرا که هر غفلتی می تواند زیان فراوانی به حساب معاملاتی شما وارد کند.  و بقولی یک اشتباه در این بازار نمره ی شما را نوزده نمی کند بلکه احتمالا نمره تان را صفر کند.  

احیانا در استدلال های منطقی نیز گاها پیش آمده است که فرض ها را فراموش کرده ایم و به اشتباه با فرض های غلط به نتایج غلط رسیده باشید در معامله گری نیز گاها پیش می آید که معامله گر بر اساس استراتژی معاملاتی اش معامله نمی کند و فراموش می کند که چه هنگام می بایست معامله کند و چه هنگامی می بایست فقط نظاره گر بازار باشد و از ریسک حذر کند. 

نکته ی دوم اشاره به ااین موضوع است که معامله گری در بازار های مالی شغلی است همانند خلبانی جت های جنگی که نیاز به تمرکز و حضور ذهن بالا و قدرت تصمیم گیری بالا و واکنش سریع به شرایط پیش آمده و دشمن دارد. و در آن هر اشتباهی می تواند بسیار گران تمام شود و اصلا مجاز به اشتباه کردن در عرصه ی روزمره هایتان نیز نیستید و هموارده حتی در شرایط عادی روزمره گی نیاز به حس حضور در میدان نبرد و جنگ دارید. و هیچ غفلتی پذیرفتنی نیست.

نکته سوم نگاه مثبت به بازار و توانمندی های خود و لطف خداوند است 

امید همواره انرژی بخش و توان افزا است اگر در دلت امید نداری پس نخواهی توانست و اگر که امید داشتی و عمل کردی خواهی توانست

بقول معروف

من طلب و جدّ وجد

و یا 

لیس لانسان الا ما سعی

تلاش متناسب برای حضور در این بازار گاها روتین های یک زندگی مثبت می باشد.

مثل اینکه سحر خیزی - ورزش روزانه - ژورنال نویسی و ثبت تجربیات - صبر - بر اساس چک لیست ها و دستور العمل ها و استراتژی های از پیش تعیین شده اقدام کردن - مطالعه فراوان نمودن - یادگیری مستمر داشتن - صبح زود شروع به تحلیل و کار کردن و تا انتهای شب در گیری با اطلاعات و چارت ها و تحلیل نمودن و محافظت از حال خود نمودن 

پینوشت: احتمالا در پست های آتی مفصل تر به سراغ هر یک از این نکات خواهم رفت.