اخلاق و نگرش تریدر (معامله گر) در بازار فارکس-روانشناسی معامله گر ۲

۱- بازار فارکس یک ابزار معاملاتی نوین است که اکثر انسانها به دلیل وجود اهرم در این بازار نمی توانند از پس صفت عجول بودن انسان بر بیایند و به دلیل عدم مدیریت ریسک مختوم به شکست می گردند بنابراین نخستین صفتی که یک معامله گر  می بایست داشته باشد شکیبایی و صبر است و اینکه حتی بعد از چند موفقیت عجب و غرور فرد را از چهار چوب های صبر خارج نسازد.

۲- شاید فرد در ابتدای کار شکیبایی پیشه فعالیت خودش در بازار کند و کم کم حساب معاملاتی اش را رشد دهد اما به دلیل اینکه می تواند از سود باخت دهد و منطقا باخت از سود زیانی ندارد ریسک فرد افزایش می یابد. و از این نقطه انحراف از مدیریت ریسک آغاز می شود و چه بسا فرد اجازه غلبه عجله بر صبر را در وجودش بدهد که این امر نهایتا نیز مختوم به شکست است. پس معامله گر می بایست ذکر و یادآوری و مانع هایی برای خروج از شکیبایی و مدیریت ریسک داشته باشد. شاید یک مربی معامله گری بتواند این نقش را ایفا کند و مداوم به انسان یادآوری کند که آهسته تر - مواظب باش - سرعتت را کم کن - مدیریت ریسک داشته باش - آرام - صبر کن - سرعتت را زیاد نکن - معقول معامله کن و ...

۳- عجب و تکبر به واسطه درآمد دلاری می تواند مانع از نگرش مثبت به این کسب و کار باشد و چه بسا همین موضوع مانعی درونی از وجدان علیه فعالیت در بازار گردد و نهایتا ضمیر ناخودآگاه فرد را علیه بازار برانگیزاند. به همین خاطر انسان معامله گر در بازار می بایست از پول و ثروتی که احساس خدایی به او دهد حذر کند و فعالیتش را در بازار یک نعمت الهی بشمارد و از عجب و تکبری که پول به همراه می آورد حذر کند و خود را فقیر نزد خداوند بداند و از ولخرجی ای که تفاخر و عجب به همراه می آورد دوری کند.

۴- برای اخلاقیات و رشد و آخرت می بایست فرد معامله گر نگرشی و بینشی الهی کسب کند و در وجودش این بینش را تقویت کند تا بازار نعمتی گردد در جهت تقرب به خداوند.

۵- حب الدنیا در دل فرد معامله گر جایش را می بایست به حب تلاش اقتصادی در راه خداوند دهد تا اینگونه بتواند نیاتش را در راستای کمال قرار دهد یعنی در نهایت معامله گر یک ایرانی مسلمان است که در یک بازار بین المللی برای منافع کشورش مشغول به معامله گری می باشد تا ان شا الله بقدر بضاعت در ایجاد تراز مثبت تجاری برای کشورش نقش داشته باشد.

۶- پول زیاد چه بسا مصرف زیاد و اصراف بیاورد معامله گر  از اصراف حذر می کند.

۷- پول زیاد چه بسا شهوترانی و لاابالی و شادی برخواسته از بی دردی و غفلت بیاورد. که انسان معامله گر پول را وسیله ای جهت انجام کار خیر و تلاش بیشتر اقتصادی می داند و نه آنکه آنرا عاملی برای فراموشی و غفلت...

معامله گر می بایست به قدر نیاز مصرف کند و فعالیت در بازار را ابزاری جهت رشد و کمال بیشتر خودش و خدمت رسانی و تلاش بیشتر اقتصادی بداند.

روانشناسی معامله گر 1

وقتی کارشناسان بازار از روانشناسی معامله گر در بازار های مالی صحبت می کنند و ادعا می کنند بسیاری از معامله گرانی که مال باخته بازار را ترک می کنند قالبا استراتژی های سودسازی داشته اند اما فقط ایراد کارشان به هنگام فعالیت در بازار عدم رفتار حرفه ای متناسب با شرایط بوده است. که منجر به مالباختگی و خروجشان از بازار گردیده است.

شاید به عنوان نو پایی در این بازار ها خوب است به خودم یادآور گردم که تفاوت یک حرفه ای که می تواند از یک استراتژی سود کسب کند ، آن بحث روانشناسی بازار یا به عبارتی شیوه های از پیش تعیین شده ای برای مدیریت درست سرمایه و احساسات می باشد. یعنی واکنش درست به بازار.

مثلا شاید یک حرفه ای خیلی راحت معامله در زیان را در سطحی که قابل قبول است به سرعت می بندد و اجازه نمی دهد که ضرر بزرگ و بزرگ تر گردد. اما یک مبتدی با خیال اینکه چه بسا بازار برگردد و زیانش در همین معامله جبران گردد مقدار پذیرش ریسکش را افزایش می دهد و همچنان در معامله در ضرر باقی می ماند و اجازه می دهد که همچنان ضررش افزایش یابد.

حرفه ای های بازار های مالی که مرتب در بازار معامله های همراه با ریسک انجام میدهند علاوه بر اینکه با انتخاب درست حجم معاملاتی ریسکشان را کنترل می کنند رویه های خاصی را برای شرایط موجود بازار برای خودشان تعریف کرده اند و همواره تمرین های ذهنی(در قالب مدیتیشن و تصویر سازی شرایط بازار در ذهنشان) برای انجام عکس العمل درست به بازار را انجام می دهند. تا بتوانند در هر شرایطی بهترین واکنش را نشان دهند . بقولی این افراد می دانند که نمی توانند اثری روی بازار بگذراند و برای موفقیت باید تنها رفتار خودشان را به بهترین عملکرد تغییر دهند.

الان که به میز معامله گری خودم نگاه می کنم ولبشویی روی میز حاکم است که اصلا میزم شبیه به یک میز مناسب برای معامله گر نیست. باید محیط مناسبی برای کار تامین کنم تا بتوانم با نظم و آسودگی فکر به کار بپردازم و انشاالله سود بسازم.

به امید پیشرفت

سال نو مبارک

تمام سالتان پر از لذت و برکت باشد.

هر چند از موسیقی زیاد لذت نمی برم اما بسیار زیاد از گوش دادن به حرف های حساب لذت می برم مخصوصا اگر که بیان گوینده شیوا و روان و دوستانه باشد مثل بیان زیبای مهندس محمد رضا شعبانعلی

در این چند روزه عید ابتدا با پادکست های پرسه زنی در بازار آشنا شدم و سپس با پادکست های سایت 

https://bpluspodcast.com/episodes/

آشنا شدم و با گوش دادن به دو پادکست هزینه نهایی صفر و مانیفست چک لیست بسیار لذت بردم.

اگر دوست داشتید از این لذت؛ لذت ببرید.

 

 

فارکس چیست؟

فارکس جایی است که بصورت محترمانه تمام سرمایه ی شما را می دزدند.

25 میلیون تومان از یکی از دوستانم قرض کرده بودم و 25 میلیون تومان از برادرم قرض کرده بودم و بار دیگر همه چیز را در این بازار از دست دادم. 

حالا اتومبیلم را باید بفروشم و قرضی که کرده بودم را پس بدهم. 

اینگونه آدم به خاک سیاه می نشیند.

هرگز به فارکس نزدیک نشوید.

حتی اگر هم که قمار نباشد اما باز ریسکش ارزش فعالیت در بازار را ندارد. و شما را مال باخته پی بدبختی هایتان می فرستد. 

به زبان ساده بگویم من اشتباه کردم لطفا شما اشتباه نکنید. 

انتخاب فارکس بعنوان یک کسب و کار

روی پاکت سیگار معمولا هشدار خطر مرگ داده می شود و افرادی که عادت به استعمال سیگار دارند با علم بر اینکه کشیدن سیگار برای سلامتی شان مضر است، سیگار می کشند.

موضوع سیگار نیست می خواهم در مورد هشدار از دست رفتن تمام سرمایه در بازار های مالی صحبت کنم. اینکه فعالیت در بازار های مالی پر ریسکی مانند فارکس هر لحظه تمام دارایی و ثروت انسان را تهدید می کند و این هشدار توسط تمام کارگزار های بازار به افراد داده می شود و ما باز ترجیح می دهیم در این بازار فعالیت کنیم. شاید به همان دلیلی که یک سیگاری نمی تواند سیگار کشیدن را ترک کند معامله گران هم بازی با ریسک را نمی توانند ترک کنند و از لحاظ ذهنی گاها مانند قماربازان درگیر ریسک می شوند و در نهایت هیچ قماربازی ثروتمند نخواهد بود. اما راهکار دیگری هم وجود دارد که می تواند فعالیت در بازار های پر ریسک همچون فارکس را تبدیل به یک کسب و کار پر خیر و برکت نماید و آن راهکار تنها و تنها مدیریت ریسک و پول است.

شاید جواب این مطلب که چگونه می توان فعالیت در بازار های مالی را تبدیل به یک کسب و کار دائم کرد ؟ یک جواب کلیشه ای باشد. مثل جواب به این سوال که اگر تشنه هستید چه کاری برای رفع تشنگی باید انجام دهید؟ و جواب کلیشه ای آن نوشیدن مایعات است بویژه آب، و از ابد تا ازل هم جواب این سوال همین است.

موفقیت در بازار فارکس هم تنها یک راهکار دارد و آن فقط و فقط مدیریت سرمایه است.

به دلیل ظرفیتی که بازار برای سود سازی دارد گاها انسان از مدیریت سرمایه و تعهد به قوانین مدیریت سرمایه عدول می کند و همین موضوع منجر به شکست معامله گر می شود. برای مثال بارها خوده من در یک ماه بیش از 100 درصد سود در این بازار کسب نموده ام اما با یک حرکت غیر منتظره بازار که خارج از تحلیل من بوده است با عدولم از تعهد به قوانین مدیریت سرمایه تمام سودم را با کل سرمایه ام را نابود کرده ام

تعهد به قوانین مدیریت سرمایه تنها راهکارموفقیت در بازار های مالی می باشد و به همین خاطر است که می گویند اگر سودی خارج از مدیریت سرمایه نسیبتان شد به همان اندازه که از یک ضرر ناراحت می شوید می بایست ناراحت گردید.

من تا کنون در انتخاب شغل چند بار شاخه به شاخه شده ام. از کارگری ساختمان، برقکاری، معلمی، ویزیتوری و اینک هم فروشگاه داری تغییر شغل داده ام اما همینک دوست دارم معامله گری در بازار ها مالی همچون فارکس برایم شاخه نهایی باشد که در آن ماندگار و موفق می گردم.

برای این انتخابم یعنی معامله گری در فارکس و انجام معاملات سی اف دی دلایلی دارم که در زیر مطرح می کنم:

دلایلی که وجود دارد به شرح زیر است:

اولا که این بازار ضمن اینکه تمام دارایی انسان را در کمتر از لحظه ای می تواند از انسان بگیرد و بسیار پر ریسک است؛ اما یک راهکار حرفه ای دارد که می توان از این آسیب در امان بود. و تنها راهکار مدیریت ریسک به هنگام فعالیت در این بازار می باشد. شاید این موضوع که شاهکلید موفقیت در بازار ها مالی مدیریت ریسک می باشد را هزار بار شنیده باشم و گفته باشم و این گفتن تذکری است برای بقا، تا از اژدهای ریسک خون آشام بازار در امان باشم.

 شاید سوال پیش بیاید که مدیریت ریسک در بازار های مالی به چه معناست و چرا موفقیت در این بازار بسیار غیر محتمل است بگونه ای که شاید کمتر از 10 درصد افراد می توانند در این بازار به سود دایم نایل آیند و فعالیت در بازار های مالی مانند فارکس کسب و کار شان باشد و ارتزاقشان از این راه باشد.

علت چیست ؟

وَيَدْعُ الْإِنْسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ ۖ وَكَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولً(آیه 11 سوره مبارکه اسراء)

انسان با شوق و رغبتی که خیر و منفعت خود را می‌جوید (چه بسا به نادانی) با همان شوق و رغبت شر و زیان خود را می‌طلبد، و انسان بسیار بی‌صبر و شتاب‌کار است.

تدبر در این آیه دلیل شکست بیش از 90 درصد معامله گران را پیش روی ما می گذارد اینکه انسان با عجله می خواهد به خیر خودش برسد اما در حقیقت بواسطه همین شتابزدگی دچار خسران و ضرر می گردد.

اینکه انسان عجول است و زودتر می خواهد به سود فراراوان و پیروزی های بزرگ نایل آید باعث می شود که تبدیل به یک شکست خورده در بازار های مالی گردد.

وقتی داریم از مدیریت سرمایه و ریسک در بازار صحبت می کنیم دقیقا داریم به این نکته اشاره می کنیم که شکیبایی و صبر داشته باشید. عجول نباشید و نخواهید که ره صد ساله را یک شب طی کنید.

بقول انگلیسی زبان ها

Rome Was Not Built in a Day

یعنی با صبر و پشتکار و با سرعت مطمئنه سعی در افزایش حساب معاملاتی خود کنید.

به شخصه بارها تجربه سود گرفتن بیش از 100 درصد در ماه را از بازار داشته ام اما باز شکست خورده ام و امیدوارم شکست هایم مقدمه و پلکانی برای سود سازی دایمم گردد.

آنگونه که حرفه ای ها صحبت می کنند سود 5 تا 30 درصد در ماه در این بازار منطقی و حساب شده است و اگر که خارج از این رنج سود سازی کنید یعنی کار حرفه ای در این بازار انجام نمی دهید و نتیجه کارتان مختوم به شکست و باخت تمام سود ها و سرمایه تان خواهد بود.

اگر کسی در این بازار شکیبا باشد پاداش شکیباییش را خداوند به او خواهد داد.

برای محاسبات مدیریت ریسک فایل اکسلی تهیه کرده ام که می توان از اینجا دانلود کرد.

پسر یه وقت از تعهد به مدیریت ریسک خارج نشوی که اگر اون روز بیاد روز مرگ و نابودی توست. شاید حتی با افزایش ریسک سود های خوبی دریافت کنی اما بخاطرت باشد که بازار حتی در یک روز مانند برگزیت 1000 پیپ جابجا شد. یعنی یک روز کافیست تا نابود شوی.

تحقیقات روی ثروتمندان دنیا نشان می دهد که این افراد معمولا بطور میانگین سالیانه تنها حدود 30 درصد به سرمایه شان افزوده اند حال وقتی ما می گوییم در این بازار با مدیریت ریسک تنها 5 درصد در ماه از بازار سود بگیر این یعنی در سال حدود 80 درصد سود سازی و این همان نکته ای است که می گوید شکیبایان پاداش و خیر کثیر دریافت می کنند در صورتی که اگر از مدیریت ریسک خارج شوی چه بسا هر آنچه که رشته ای چشم بر زدنی نابود گردد.

پس در این بازار اگر می خواهی زندگی کنی تنها شکیبایی و صبر است که در قالب مدیریت سرمایه عامل رستگاری مادی و معنوی تو می گردد . تمام.

دلیل دومی که این کار را انتخاب می کنم. بهره مرکبی ایست که روی کل سرمایه در این کار ایجاد می شود برای ارجحیت این کار به کسب و کار های دیگر می بایست به مقایسه کار پرداخت. اگر شما صاحب یک مغازه خوار بار باشید نهایت کاری که انجام می دهید این است که تعداد مغازه هایتان را بیشتر می کنید و سرمایه ای را در کار قرار می دهید و روی بخشی از سرمایه که به چرخش در می آید سودی حدود 10 تا 50 درصد سود کسب می کنید و قابلیت افزایش سرمایه تا بی نهایت در کار وجود ندارد اما در کار معامله گری فارکس و فعالیت در بازار های مالی قابلیت سود گیری و افزایش سرمایه برای کل سرمایتان تا بی نهایت وجود دارد. فرض می گیرم با 1000 دلار شروع کنم و طی ده سال کاملا به قوانین مدیریت ریسک و سرمایه پایبند باشم و سود دایم تنها 5 درصد در ماه بسازم  در این صورت در پایان سال دهم حدود 349000 دلار و در پایان سال بیستم حدود 122000000 دلار سرمایه و در پایان سال سی ام حدود  42500000000 دلارخواهی داشت. در حالیکه در مشاغل دیگر نمی توانی این بهره مرکب سود سازی را داشته باشی. البته این به شرطی است که به قوانین مدیریت سرمایه پایبند باشی و اجازه ندهی سرمایه ات مانند یخ که ذوب می شود از بین رود.

و این ظرفیت بازار است که باعث می شود انسان بخواهد در آن فعالیت نماید

باز هم تاکید می کنم نهایت سودی که تو می بایست در بازار بسازی بین 5 تا 30 درصد ماهیانه است و اگر بیش از این سود سازی کردی یعنی از مدیریت سرمایه خارج شدی و چه بسا نابود گردی. مراقبت کن مانند یک سیگاری با علم به ریسک بازار خودت را نابود نسازی بلکه در بازار تو تنها باید رشد کنی.

دلیل سومی که فعالیت در این بازار مالی را انتخاب می کنم بخاطر تیپ شخصیتی خودم است که دلم نمی خواهد خودم را به کسی ثابت کنم و یا دلم نمی خواهد با افراد زیادی سر و کار داشته باشم و بیشتر دوست دارم در یک کارگاه و یک مکان خصوصی به کار خودم بپردازم و زندگی ام را بیشتر در ذهنم سپری کنم. البته آدم در ذهنش به واسطه رویای ثروتی که در ذهن می پروراند رویا های کار آفرینانه هم تخیل می کنم.و کار معامله گری در فارکس و دیگر بازار های مالی تنها قایل به تحلیل شخص از چارت ها و اطلاعاتی اقتصادی است و از طرفی به واسطه اطلاعاتی که انسان در بازار بدست می آورد شدت وجودی انسان و درک او از رخداد ها افزایش و ارتقا می یابد.

و دلیل چهارم من این است که این کار یک کار حرفه ای است و کمتر از 10 درصد افراد می توانند در این بازارباقی بمانند و سود کسب کنن و من می خواهم جز این افراد قرار بگیرم و این موضوع چالش زندگی ام خواهد بود. شاید احتمال موفقیت خودم را بالا ارزیابی می کنم اما این آرزو و میل و اعتبار زندگی من خواهدبود.

فقط برای موفقیت دو نکته را بخاطر داشته باش

اولا که یک فیل نمی تواند به داخل لانه گنجشک رود و یک گنجشک نمی تواند یک فیل را بلند کند و سود ساز در بازار بیش از 30 درصد در ماه اگر اتفاق افتاد غیر منطقی و طبیعی است و باید پس از آن به انتظار شکست بنشینی چرا که قطعا مدیریت سرمایه را رعایت نمی کنی . سود معقول همیشگی بخواه. مطابق با ظرفیت بازار...

خدایا مرا از شکیبایانی که نایل به پاداشی از جانب تو می شوند قرار ده.

و دوما که اگر پاداشی و سودی خارج از قوانین مدیریت سرمایه در بازار نسیبت شد احتمالا طعمه ایست که می خواهد تو را شکار کند و تمام دارایی ات را از تو بستاند.

دلایل انتخاب این بازار احتمالا باز هم باشد اما اینها مواردی بود که الان به ذهنم می رسید.

آزادی کردن وقت و برنامه ریزی برای آن

متاسفانه فرصتی برای ترید و معامله گری در فارکس و بورس ندارم و کل فرصت روزانه ام صرف فروشگاه می شود و نمی توانم روی معامله گری ام تمرکز کنم.

در بازار فارکس که حدود 7 تریلیون دلار گردش مالی روزانه صورت می پذیرد تنها کمتر از 5 درصد معامله گران خرد توان سود گیری مداوم از این بازار را دارا هستند و باقی معامله گران خرد پس از مدتی مال باخته می گردند و از بازار بدر می شوند. و من بخودم ایمان دارم که می توانم جز آن 5 درصد باشم به همین دلیل است که هم اکنون برای آزاد سازی وقت خودم از کار در فروشگاه یک مدیر فروش با حقوق پورسانتی استخدام می کنم تا خودم بتوانم وقت بیشتری را فراغت داشته باشم و بصورت حرفه ای تر در گیر بازار گردم.

در این مسیر تنها نگرانی ای که دارم مربوط به دیدن مداوم چارت ها و نداشتن ظرفیت روانی نوسان قیمت ها است زیرا در بازار فارکس زمان و تحلیل اوقات مناسب برای معامله گری یکی از ارکان سود آوری به حساب می آید در این بازار که بصورت 24 ساعته شبانه روز فعال می باشد و معامله گران خرد می توانن معامله انجام دهند بازار های متفاوتی در طور شبانه روز فعالیت می کنند بازار استرالیا از 1و نیم بامداد بوقت تهران شروع می شود و تا ساعت 10 و نیم صبح ادامه می یابد و در این زمان پول های هوشمند استرالیایی ها در بازار نوسان ایجاد می کند و می توان در این زمان جهت حرکت قیمت جفت ارزهایی که یک سمت آنها دلار استرالیا می باشد را تحلیل نمود و اینکه بانک مرکزی استرالیا برای تنظیم نرخ ارز خود چه برنامه ای را دنبال می کند. و ساعت 4 و نیم صبح به وقت تهران بازار های مالی توکیو شروع به کار می کنند و ساعت 13 و نیم بازار ادامه می یابد معمولا در همان اوایل اغاز بازار توکیون جریان پول هوشمند چشم بادامی ها می تواند جریان روز قیمت ها را به ما نشان بدهد یعنی کندلی که در تایم فریم 4 ساعته در ساعت 5 و نیم صبح بسته می شود و 4 کندل 15 دقیقه ای منتهی به 5و نیم صبح می توانند جهت جریان پول هوشمند و تحلیل چشم بادامی ها از نوسان روزانه قیمت ها را نشان بدهند. قبل از پایان بازار توکیو کندل 4 ساعته منتهی به ساعت 9 و نیم صبح به وقت تهران معمولا ادامه جریان حرکت قیمت ها می باشد و حرکت بر عکس جریان قیمتی رخ نمی دهد به همین خاطر برای اسکلپ با ریسک پایین از ساعت 5 و نیم  صبح تا نه نیم صبح در جهت بازار می توان معامله انجام داد و بازار فانکفورت که راس ساعت 10 و نیم صبح باز می شود تا ساعت 11 و نیم قیمت سطوحی که احتمال شکسته شدنشان هست را امتحان می کند و در این تایم به نظرم می بایست صبور بود تا راس ساعت 11 ونیم که بازار باز می شود و جریان پول هوشمند بزرگترین بازار جهان را نظاره کرد با شروع بازار لندن در تایم فریم 15 دقیقه منتظر افزایش حرکت قیمت ها می نشنیم و هنگامی که کندل های بزرگی که انگلیسی ها ایجاد کردند را مشاهده کردیم روند واقعی قیمت در روز یا حتی روزهای آتی را تشخیص می دهیم ساعت 16 و نیم بازار نیویور باز می شود و کندل ساعته 17 و نیم با حضور پول های آمریکایی و انگلیسی و آلمانی بسته می شود و حرکت قیمت ها تا ساعت 18 و نیم با احتیاط بیشتر معامله گران نوسان می کندو با خروج آلمانی ها راس ساعت 18 و نیم نیروی پیش برنده قیمت ها توسط دو غول اقتصادی بازار یعنی بازار انگلیس و بازار نیویورک به قیمت ها وارد می شود و اینگونه است که گاها حرکت قیمت از ساعت 18 و نیم تا ساعت 19 و نیم که بازار لندن بسته می شود گاها شدت بیشتر می یابد و ساعت 19 و نیم آمریکایی یکه تاز بازار می شوند و در صورتی که بازار پیش از این تایم روندی را به خود گرفته باشد از ساعت 19 و نیم تا ساعت 1و نیم شب آمریکایی ها معمولا روند در صورت نبود خبر خاص اقتصادی با شدت کمتری حفظ می کنند و در نهایت پایان کندل روزانه به عهده ی بازار نیویورک می باشد و مجدد آغاز آن به عهده ی بازار توکیو می باشد.

اینها را گفتم که بگم وقتم که داره آزاد می شه باید طرح و ایده ای در سه حوزه طرح ورود و خروج معامله ، مدیریت پول و ریسک و زمان مناسب معامله گری و مدت باز بودن پوزیشن برای خودم ایجاد کنم. و به آنها پایبند باشم.و اگر اینطور نباشه هر لحظه که پای چارت می شینی احساس می کنی باید معامله انجام دهی و یا طاقت نوسان های قیمت را نداشته باشی. و بقول یکی از بزرگان و اساتید معامله گری در فارکس آنکس که برنامه ریزی و طرحی برای فعالیتش در بازار ندارد برنامه ریزی اش برای نابودی خودش است.

کتاب های که متعهد می شم بخونم

اگه به خودم باشه همین روزمره های لعنتی خالی از تعالی و پیشرفت و زندگی می آیند و می روند. 

اینجا متعهد میشم برای زنده شدن یک کتاب را تا آخر سال بطور کامل بخونم.

روزی هشت صفحه

کتات رو جمع کن

همیشه آدم آروم و با زبون نرمی بودم.

معتقدم کتای آدم باید جمع باشه وادعایی نداشته باشه و اگر خدا بخواد کتای آدم رو باز می کنه.

و بد بحال کسی که کتاش باز باشه و روزگار به کمینش بشینه تا کتاش رو جمع کنه.

هجرت

نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد

بختم ار یار شود رختم از این جا ببرد

کو حریفی کش سرمست که پیش کرمش

عاشق سوخته دل نام تمنا ببرد

باغبانا ز خزان بی‌خبرت می‌بینم

آه از آن روز که بادت گل رعنا ببرد

رهزن دهر نخفته‌ست مشو ایمن از او

اگر امروز نبرده‌ست که فردا ببرد

در خیال این همه لعبت به هوس می‌بازم

بو که صاحب نظری نام تماشا ببرد

علم و فضلی که به چل سال دلم جمع آورد

ترسم آن نرگس مستانه به یغما ببرد

بانگ گاوی چه صدا بازدهد عشوه مخر

سامری کیست که دست از ید بیضا ببرد

جام مینایی می سد ره تنگ دلیست

منه از دست که سیل غمت از جا ببرد

راه عشق ار چه کمینگاه کمانداران است

هر که دانسته رود صرفه ز اعدا ببرد

حافظ ار جان طلبد غمزه مستانه یار

خانه از غیر بپرداز و بهل تا ببرد

این شعر حس حال ثبت نام  لاتاری بود

استایل مناسب معامله گر فارکس


مَثَل مسابقه خرگوش و لاک پشت را از دوران کودکی به خاطر دارم اینکه رهرو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود؛ رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.
فعالیت در بازار های مالی و سود سازی در آنها نیاز به یک معامله گری دارد که آهسته و پیوسته سود سازی کند و نه آنکه سود های بزرگ کسب کند و با ضرر های بزرگ، سود و سرمایه را نابود کند.
معامله گری در بازارهای مالی علاوه بر دانش تحلیل تکنیکال و بنیادی نیاز به یک استایل مناسب معامله گری دارد تا با آن استایل آرامش انسان حفظ شود و اینگونه با تسلط به خود تبدیل به یک معامله گر سود ساز گردد.
متاسفانه در بازار های پر ریسک از انجا که معامله گران ریسک های حساب نشده انجام می دهند غالبا شکست خورده از بازار خارج می گردند در حالیکه معامله گران حرفه ای که توان سود سازی دائم از بازار را دارند این را بخوبی می دانند که نباید پایشان را بیشتر از گلیمشان دراز کنند و باید بگونه ای معامله کنند که هرگز دچار ترس و طمع نشوند و  یک معامله گر حرفه ای ضررهایش نباید بتواند او را ناراحت کند و سودهایش هم نباید بتواند او را خوشحال گرداند.  ضرر را بعنوان بخشی جدا نشدنی از شغلش بدون آنکه عواقبی از لحاظ مالی و روانی برایش به همراه داشته باشد می پذیرد و سود هایش به اندازه ای است که هنگفت نباشد که او را دچار شیفتگی و فراموشی از ریسک بازار نماید و او می داند به دنبال سود بزرگ می تواند ضرر بزرگ باشد پس روند سود سازی می بایست آهسته و پیوسته باشد و ضرر ها هم می بایست جزیی از روند سود سازی باشد؛ ضرر هایی که نابودت نمی کنند و به معامله گر تجربه یک معامله و شانس پیروزی در معاملات بعدی را می دهد. 
به همین خاطر است که در بازار های مالی پر ریسک مثل فارکس معمولا حجم معامله به گونه ای لحاظ می شود که تنها 5 درصد سرمایه در صورتی که تحلیل خطا بود و معامله شکست خورد از بین برود و همچنین بازده سالیانه یک معامله گر حرفه ای فارکس در سال حدود 50 تا 150 درصد است.
اگر فرض کنم که یک معامله گر با سرمایه حدود دو هزار دلار شروع به معامله گری کند و سالیانه بتواند صد درصد سود از بازار بگیرد بعد از ده سال سرمایه او حدود دومیلیون دلار خواهد بود و این چیزی است که یک حرفه ای در ده سال باید رقم بزند. و  این عدد و رقم بسیار دستیافتنی است مگر اینکه به خودت مسلط نباشی و بازده ی بیشتر و بیشتر بخواهی. 
در این بازار حتی اگر که یک حرفه ای باشی می توانی یک شبه نابود شوی، تقریبا چهار ماه پیش بود که یکی از بزرگان وال استریت حساب حدود هفت میلیون دلاری اش را در یک شب سر معامله نفت نابود کرد، و خبرش بین تریدر ها نقل و نبات محافل شد . 
ریسک بازار وجود دارد اما اگر معامله گر استایلی مناسب بازار داشته باشد ریسک برای او می شود بازده.
در بازار های مالی اگر دچار اضطراب شدی، اگر معامله ا ت ضربان قلبت را افزایش داد و اگر شادی یک سود خوب به تو دست داد و یا اگر برای معامله ات بجای تحلیل دعا کردی و اگر نتوانستی با خیال راحت به کارها و امور مختلف رسیدگی کنی و تمرکزت از دست رفت یعنی روش معامله گریت اشتباه است.
می توانی ریسک را افزایش دهی و مثلا ده درصد سرمایه ات را مورد خطر قرار بدهی اما پس از یک استراتژی خوب تحلیل ریسک،  می توانی طمع کنی اما حساب شده.
به امید اینکه جامعه تریدری ایران عزیز توان ارز آوری بیش از نفت را دارا باشند. 

پینوشت: بعنوان کسی که تجربه سود گرفتن 87 درصد در 101 معامله در ماه را درفارکس داراست عرض می کنم که یک حرفه ای سود کم اما دائم می سازد و استایلش متناسب با زندگی است نه آنکه سود های هنگفت با خوردن آسپرین بگیرد.(غلظت خون نتیجه استرسی است که تریدر ها در بازار های مالی دارا هستند و برای جلو گیری از سکته معمولا تریدر های با ریسک بالا آسپرین مصرف می کنند)