مطالبی از فصل دَه کتاب ای کاش وقتی بیست ساله بودم می دانستم. با عنوان " مصنوعات آزمایشی"

چکیده تمام مطالب این کتاب آن است که اگر آغاز کنید پیش فرضهایتان را به چالش بکشید، با دیدی نو و نگاهی تازه به دنیا بنگرید و پس از غلبه بر محدودیتهای ذهنی تان مسیر زندگی خویش را از نو ترسیم کنید واقعا حیرت انگیز است که چه دگرگونیهای عظیمی می تواند در زندگیتان رخ دهد. و این دقیقا همان چیزی است که آرزو می کنم وقتی بیست ساله، سی ساله و چهل ساله بودم، می دانستم. حتی اکنون در پنجاه سالگی ام پیوسته نکات فوق را به خود یادآور می شوم.

شما به سادگی ممکن است در غل و زنجیر معیار ها و استانداردهای کهنه و منسوخ اسیر شده و راه اندیشه های نو و سازنده را به روی خود ببندید. اغلب ما با این تجربه آشناییم که هر بار می خواهیم دیوار همنوایی و دنباله روی را فروپاشیم و کاری متفاوت را در محک تجربه گذاریم، جماعتی زمزمه های شوم سر می دهند و مار از طوفانی سهمگین می ترسانند. منادیان عقل سلیم پیوسته تاکید می کنند مسیر آسوده و بی خطری را در پیش گیریم که بارها آزموده و امنیت آن تضمین شده است. تردیدی نیست که پیروی از این دستورالعمل به شما و اطرافیانتان سکون و آرامش می بخشد. اما تله ای است اجتماعی که با فروافتادن در آن استعدادها و قابلیتهای بالقوه تان مکتوم و ناشناخته باقی مانده و مجال ظهور پیدا نمی کند.

در آمریکای لاتین برای توصیف افرادی که با نحوه ی تفکر و قضاوت ناآگاهانه شان از پیشرف دیگران جلوگیری می کنند از اصطلاح "Jacket Puller"  به مفهوم، کِشَنده ی کُت، استفاده می کنند. ظاهرا به این دلیل که آنان با کشیدن دنباله ی کُت افرادی که جلوتر از دیگران گام بر می دارند می کوشند از ارتقای آنان به سطوح بالاتر جلوگیری کنند. در بعضی دیگر از نقاط جهان، افرادی بری توصیف این وضعیت، از عنوان "Tall poppy" یا خشخاشهای بلند استفاده می کنند. این بدان معناست افرادی که نسبت به اطرافیانشان در مقام و موقعیت بهتر هستند باید به زیر کشیده شده و هم سطح دیگران شوند. هم تراز بودن با اطرافیان یک هنجار است و افرادی که در پرتوی همت و پشتکار پیشرفت کنند با خطر مواجه شده و متوقف می شوند. گاه وضعیت از این هم وخیم تر است در بعضی از نقاط دنیا مردم افرادی را که مستقل از هنجارهای معمول و متداول عمل کرده و راهی کم گذر را بر می گزینند مجرم به حساب می آورند. به طور مثال در برزیل ریشه ی لغت "Entrepreneur"  یا کارآفرین به معنای «دزد» است این ایده در اعماق ضمیرشان آشیان کرده و با زنجیر های جهالت و انواع وسواسها آنان را در قید خود گرفته است. از آنجایی که در گذشته نمونه هایی از کارآفرین موفق در این نقطه از جهان مشاهده نشده است اگر شما با موفقیت، قالبهای مرسوم و متداول را بشکنید مردم تصور می کنند کاری غیر قانونی انجام داده اید.

ما در انتخاب چشم اندازی که از طریق آن دنیای پیرامون خویش را مشاهده می کنیم اختیار تام داریم. با این حساب فضایی که اوقاتمان در آن سپری می شود مملو از ایراد و اشکال و یا بعکس شکوه و زیبایی است. ما خود تعیین می کنیم در کدامیک از آنها حضور داشته باشیم.

اشتباه جز طبیعی و تفکیک ناپذیر فرآیند یادگیری است. و با ندانم کاریهای ما دنیا به آخر نمی رسد و بسیاری از چیزها، بخصوص خطاهایمان، آنقدرها که مهم تلقی شان می کنیم اهمیت ندارند.

شأن و مقام به رغم شیرین بودنش زودگذر است. وقتی در موضع نفوذ و قدرت و اقتدار هستید منافع زیادی عایدتان می شود. «قدرت» تان زاییده مقامی است که در اختیار دارید. به مجرد این که مقام و موقعیت تان را از دست می دهید تمام  چیزهای وابسته به آن نیز محو و ناپدید می شود. بر این اساس هرگز شخصیت خویش را متاثر از موقعیت کنونی تان معرفی نکنید. از یاد نبرید که پس از کناره گیری از کارتان آن تشکیلات بدون شما به کارش ادامه خواهد داد و دیگر حضورتان مثمر ثمر نخواهد بود. البته آثار و یادگاری هایی از خود به جای می گذارید، که آن هم به مرور زمان جلوه و جلایش را از دست می دهد.

به اعتقاد من ابهام ذات و خمیر مایه زندگی است؛ به فرصتها خوراک رسانده و به آنها امکان تجلی می دهد. راستش را بخواهید هنوز وقتی چند گزینه پیش رو دارم دچار اغتشاش فکری می شوم. نمی دانم کدام راه را انتخاب کنم و چه تصمیمی بگیرم. با وجود این یقین دارم بلاتکلیفی جرقه ای است که مشغل نوآوری را روشن می کند و نیروی محرکه ای که ما را به جلو هدایت می کند.

امیداورم که داستانهای این کتاب این باور را در شما پدید آورده باشد که اگر حصار کنج عافیت را بشکنید و از چارچوب امن و بی خطر زندگی تان پافراتر  نهید چشمه ی فیاض قدرت در وجودتان به جوشش در آمده و امکانات نامحدود و بی کرانه در دسترستان قرار خواهد گرفت. تنها کافی است احساس تامین اندک خویش را فدای وضع مجهول و مبهم آینده کنید، بر کلمه «ناممکن» خط بطلان بکشید، برای زمین خوردن آماده شوید و سرانجام در کمین باشید از هر فرصتی برای فوق العاده بودن استفاده کنید. درست است که این تحول و دگردیسی تعادل زندگیتان را بر هم زده و آن را آشفته می کند. اما به موقعیتهایی رهنمون می شوید که هیچگاه تصور نمی کردید روزی آن را به چشم ببینید. لنزهایی را در اختیارتان می گذارد تا با توسل به آن در پس هر مساله فرصتی را مشاهده کنید و از همه مهم تر اعتماد به نفسی را به شما ارزانی می کند که در پرتوی آن موانع و تنگناها را به هیچ گرفته و در برابرشان خم به ابرو نیاورید.

همان گونه که از ماجراهای این کتاب برداشت کردید چنانچه ذهن تان را از مفروضات از پیش تعریف شده تخلیه کنید، کارهای روزمره و عادی را کنار گذارید، به جستجوی تجربه های تازه برآیید، تن به ماجرا بسپارید، خطر کنید و چیزهای تازه کشف کنید، نیرومند ترین رویدادهای زندگیتان متبلور خواهد شد.