دیروز پوریا رو دیدم که از جلسه آقا کواکبیان بر می گشت و شماره ام رو گرفت تا عضو گروه تلگرامی بچه های گروهم بکنه . تا عضو گروه شدم دلخوری سعید و باقی بود که شروع شد که چرا در جلسات هفتگی گروه شرکت نمی کنم.

وقتی مرور می کنم دلیل غیبتم از جمع دوستانم را می بینم یه جزوه مسخره باعث این کناره گرفتن من از بچه ها و بویژه سعید شده ... سعید بهم یه جزوه داد از نقش نخبگان در دوره قاجاریه تا بخونمش منم مدام خواندن آن جزوه کوتاه را امروز-فردا کردم و در ضمیر ناخودآگاهم حضور در گروه را منوط به این می پنداشتم که جزوه را خوانده باشم و از جزوه چیزی برای گفتن داشته باشم.(سعید دکتر علوم سیاسی و از شاگردان خانم فائزه هاشمی بوده است و دور خودش تعدادی از جوانای هم سن و سالمون رو جمع کرده و هر هفته بحث هایی رو در جمع بچه ها با هم گفتگو می کنیم.)

بدون اینکه جزوه را بخوانم امشب به جلسه رفتم. تو جلسه بجز سعید دو تا دکتر دیگه در رشته ی مهندسی صنایع و مهندسی نفت به گروه اضافه شده اند. سه-چهارتا فوق لیسانس و باقی هم لیسانس و فوق دیپلم اند امروز در این جمع وقتی وارد شدم کلی سعید تحویلم گرفت و من نمی دانستم چگونه باید واکنش نشون بدم اما احساس خجالت هم نداشتم. مطمئنا واکنشم خیلی سرد بود شاید بخاطر غیبت چند ماهه ام از گروه یخ بسته ام و باید یخم وا شه.

در گروه افرادی داریم که با اینکه رشته تخصصی دانشگاهی و حرفه ای شان کاملا مهندسی است اما چنان تاریخ و فلسفه را مطالعه کرده اند که گویی در  تاریخ و فلسفه فارغ التحصیل شده اند. آدم کنار این بچه ها علاقه پیدا می کنه که چنان تغییر کنه که مطالعه و کتاب و دانایی همیشه و همیشه در زندگی اش وجود داشته باشد.

می دانید فرق انسان دانا و انسان نادان مثل چی می مونه ؟ مثل فرق انسان و حیوان می مونه...اگر هستی را رده بندی کنیم ابتدا گاز و مایع و جامدات رو داریم که صفات وجودیشان و کیفیت حضورشان در شکل و بو و اندازه و غیره خلاصه می شود و بعد از جامدات، گیاهان را داریم که موجوداتی زنده و دارای رشد اند و پس از گیاهان این حیوانات اند که علاوه بر صفات جامدات و گیاهان دارای غرایز و حرکت اند. پس از حیوانات انسان است که خودش را با صفاتی همچون سخن گفتن و اراده و عقل از حیوانات برتر می کند و خودش را اینگونه از همه ی موجودات عالم بالاتر تصور می کند، صفت دانایی برای انسان دانا کیفیت وجودی اش را برتر از سایر انسان ها می کند و او را رده ها و درجه هایی در موجودیتش از انسان نادان برتری می دهد. پس این حرف که انسان دانا نسبتش با انسان نادان مانند انسان با حیوان است پر بی راه نیست.

 

می شه کتابخوان شم...می شه دانا شم... می شه؟!