به نام خدا

سجاد حرف خوبی می زد می گفت حامد نود درصد اهدافی که آدما برای خودشون در نظر می گیرن فقط آرزوهاییه که دارن

می گفت اهداف با خودشون راه رسیدن به خودشون رو در سر و ذهن فرد متصور می کنند و کسی که هدفی داره نقشه رسیدن به هدفش هم در ذهن می پرورونه

همین کلام سجاد باعث شده تا بخواهم راه رسیدن به اهدافم را تصور کنم.

برای امسال من اهداف مادی و معنوی خاصی برای خودم متصور شده ام که اینک که نیمی از سال سپری شده است، بنظرم نسبت قابل توجهی از اهدافم فقط یک آرزو باقی مانده اند و باید اینک به نحوه ی تحققشان فکر کنم و نقشه ای برای تحقق اهدافم طراحی کنم.

در تحقق اهداف مهم ترین گام تن دادن و پای فشار روی مسیر و نظمی است که ذهن آنرا جهت فتح قله های اهداف طراحی می کند.

شاید مهم ترین فایده ی دوره ی آموزشی سربازی، تن دادن انسان به نظم فشرده وسختی است که برای انسان طراحی گشته است و ملالت ها و سختی های این دوره انسان را با ظرفیت نظم پذیری خودش آشنا می کند.

بیدار باشمان در دوره آموزشی، ساعت چهار صبح است و از اونجایی که پادگان روی ارتفاع قرار داره بهنگام طلوع خورشید معمولا فرصت خلوت کردن پشت گروهان عایدم می شه و می توانم نظاره گر طلوع خورشید از پشت برج های بلند شهر باشم.

نمی خواهم اینجا پیرامون نظم بحث کنم اما در مدتی که بهنگام طلوع خورشید از پشت ساختمان گروهان به افق شهر نگاه می کردم و سعی می کردم زندگانی مردمان شهر را متصور بشم، چیزی که بیش از هر چیز در زندگی انسان های این دوره زمونه بنظرم عنان کار را از دست مردمان خارج کرده بی نظمی است. ما انسان ها بسیار زیاد با خودمان سازش می کنیم و بی نظمی های زندگیمان را توجیه می کنیم.

شاید هم بدلیل اقتضائات شغلی در موارد زیادی نظم یافته عمل می کنیم اما جنبه های مختلف زندگیمان از نظم خالی است. (البته شاید چون خودم بی نظمم اینطور فکر می کنم که سایرین هم بی نظمی های فراوانی در زندگیشان دارند)

فکر می کنم در بیان اهمیت نظم در زندگی این کلام کافی باشه که می گویند مهمترین سفارش و کلام یک پدر به فرزندش به هنگام مرگ وی، روی می دهد و امام علی (ع) به هنگام مرگ مهمترین رمز و راز توفیق انسان در زندگی را به امام حسن (ع) اینگونه بیان می دارند: "اوصیکم بتقوا الله و نظم امرکم" یعنی وصیتم به شما تقوای خداوند (نگه داشتن حدود خداوند) و نظم در کارها و امورتان است.

بهنگامی که مولا امیر المومنین کلام آخرش را در مورد نظم در کارها بیان می دارد چگونه می توان اینگونه نسبت به نظم بی تفاوت بود و آنرا بی اهمیت شمرد.

بگذاریم و بگذریم.

پیرامون نحوه ی تحقق اهدافم داشتم فکر می کردم

چون اهداف معنوی ام با زمان بندی روزانه هایم و پایبندی به انجام امور در ابتدای وقت آنها تحقق پیدا می کنند. تنها باید خودم را پایبند به اعمالی کنم که این اهداف را تحقق می بخشند.

در اهداف مادی هم بجز روابطی که در راستای اهدافم برقرار کردم کاری که باید اینک انجام دهم تدوین دقیق برنامه ای زمان بندی شده جهت مطالعه کتب و تماشای مولتی مدیا های آموزشی است که مقدمه تحقق اهداف مادی ام هستند.

شاید برای تحقق تک تک اهدافم مسیری روشن در ذهنم وجود دارد. بغیر ازدواج!

فرصتی برای ادامه ی این پست وجود ندارد ساعت یازده و نیم زیر پل فردیس با بچه های سرباز قرار برگشت به پادگان رو داریم.

واقعا بده که تو پادگان نه اینترنت داریم و نه گوشی همراه... شاید بخاطر نبود همین دو نظم خوبی اونجا پا بر جاست.